Ice_cold_heart
p⁸
فاصله مکن فقط یه وجب[یه کف دست] بود که یهو اشکی از چشماش سرازیر شد یک لحظه تو چشمام خیره شد...تمام خنده هاش، کیوت بازی هاش، گریه هاش، عصبی شدناش، غرغر زدناش، همه چی مثل فیلماز جلو چشمم گذشت ولی سریع اشکشو پاک کرد و به یه نقطه نامعلوم با نفرت خیره شد.انگار گریه اش دست خودش نبود و از این موضوع کلافه بود ولی من..من نمیتونستم حرف بزنم، انگار قدرت تکلمم رو از دست داده بودم..انگار تمام حرف هایی که تو این ۷ سال میخواستم بزنم رو یادم رفته بود اصلا حتی نمیتونم بگم سلام فقط بهش خیره بودم نه بی احساس نه عصبی نه با تنفر نه غم اصلا نمیدونستم بت چه حسی دارمنگاهش میکنم کلا هیچی نمیدونستم،، ولی میدونستم خیلی زیاد دلمبراش تنگشده بود..خیلی خیلی زیاد...
ویو ا.ت:
بعد اینکه کورن داگم رو خوردم از روی نیمکت پاشدم و شروع کردم به قدم زدن توی پارک که یهو صدای بچه ای کوچیکی رو از پشت سرم شنیدم وقتی برگشتم دیدم به سمت یه مرد جوون رفته و اون مرد جوون با تعجب نگاهش میکنه ولی..اون م..مرد ج..جونگکوک بود..خودش بود فقط میدونستم تو اون لحظه چشمام از تعجب و ترس درشت شده بود و بعض شدیدی گلومو چنگ میزد..انگار فرشته مرگم رو دیده بودم(فیکههه😑🪓) وقتی اون بچه رفت سمت یه خانومی دیدم که سرش رو بالا آورد و منو دید تنها کاری که تونستم بکنم دویدن بود نمیدونم به کجا...من مافیا بودم از اون پسر متنفر بودم ولی میدونستم اون پسر دیگع اون پسر قبلی نیست...رسیدم به یه کوچه بم بست که زیر لب شیبالی گفتم وقتی برگشتم دیدم داره میاد سمتم که چسبیدم به دیوار چشما...ش پر بود... وقتی فاصله مون کم شد نمیدونم چطور اما اشکام خود به خود شروع کردن به ریختن از این اتفاق تنفر داشتم..اشکم رو سریع پاک کردم و فقط لحظه ای تا چشماش خیره شدم و تمام اتفاقات ۷ سال گذشته رو دیدم، با سرعت به جای نامعلومی خیره شدم...که دیدم هنوز بهم خیره نگاه میکنه، ناگهان دستش رفت زیر چونم و صورتم رو به سمت خودش برگردوند که مجبور شدم تو اون دو تا تیله ای مشکی زل بزنم نمیدونم چند لحظه بود یا دقیقه یا حتی ساعت ولی میدونم برای من حکم تمام این ۷ سال رو داشت...۷ سالی که هردومون نابود شدیم هردومون..؛؛
فداتون شم من آخه خوشگلا
مرسی بابت حمایتتون فردا ۳ پارت میدم💫🫀
#کیوت#فیک#بی_تی_اس#جیهوپ#جین#یونگی#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگکوک#کیدارما#فیکشن#سرگرمی#بلک پینک#سناریو#تکپارتی#چندپارتی#رزی#لیسا#جنی#جیسو#کره_ای_جنو_بی#دنس#کره#سرگرمی
فاصله مکن فقط یه وجب[یه کف دست] بود که یهو اشکی از چشماش سرازیر شد یک لحظه تو چشمام خیره شد...تمام خنده هاش، کیوت بازی هاش، گریه هاش، عصبی شدناش، غرغر زدناش، همه چی مثل فیلماز جلو چشمم گذشت ولی سریع اشکشو پاک کرد و به یه نقطه نامعلوم با نفرت خیره شد.انگار گریه اش دست خودش نبود و از این موضوع کلافه بود ولی من..من نمیتونستم حرف بزنم، انگار قدرت تکلمم رو از دست داده بودم..انگار تمام حرف هایی که تو این ۷ سال میخواستم بزنم رو یادم رفته بود اصلا حتی نمیتونم بگم سلام فقط بهش خیره بودم نه بی احساس نه عصبی نه با تنفر نه غم اصلا نمیدونستم بت چه حسی دارمنگاهش میکنم کلا هیچی نمیدونستم،، ولی میدونستم خیلی زیاد دلمبراش تنگشده بود..خیلی خیلی زیاد...
ویو ا.ت:
بعد اینکه کورن داگم رو خوردم از روی نیمکت پاشدم و شروع کردم به قدم زدن توی پارک که یهو صدای بچه ای کوچیکی رو از پشت سرم شنیدم وقتی برگشتم دیدم به سمت یه مرد جوون رفته و اون مرد جوون با تعجب نگاهش میکنه ولی..اون م..مرد ج..جونگکوک بود..خودش بود فقط میدونستم تو اون لحظه چشمام از تعجب و ترس درشت شده بود و بعض شدیدی گلومو چنگ میزد..انگار فرشته مرگم رو دیده بودم(فیکههه😑🪓) وقتی اون بچه رفت سمت یه خانومی دیدم که سرش رو بالا آورد و منو دید تنها کاری که تونستم بکنم دویدن بود نمیدونم به کجا...من مافیا بودم از اون پسر متنفر بودم ولی میدونستم اون پسر دیگع اون پسر قبلی نیست...رسیدم به یه کوچه بم بست که زیر لب شیبالی گفتم وقتی برگشتم دیدم داره میاد سمتم که چسبیدم به دیوار چشما...ش پر بود... وقتی فاصله مون کم شد نمیدونم چطور اما اشکام خود به خود شروع کردن به ریختن از این اتفاق تنفر داشتم..اشکم رو سریع پاک کردم و فقط لحظه ای تا چشماش خیره شدم و تمام اتفاقات ۷ سال گذشته رو دیدم، با سرعت به جای نامعلومی خیره شدم...که دیدم هنوز بهم خیره نگاه میکنه، ناگهان دستش رفت زیر چونم و صورتم رو به سمت خودش برگردوند که مجبور شدم تو اون دو تا تیله ای مشکی زل بزنم نمیدونم چند لحظه بود یا دقیقه یا حتی ساعت ولی میدونم برای من حکم تمام این ۷ سال رو داشت...۷ سالی که هردومون نابود شدیم هردومون..؛؛
فداتون شم من آخه خوشگلا
مرسی بابت حمایتتون فردا ۳ پارت میدم💫🫀
#کیوت#فیک#بی_تی_اس#جیهوپ#جین#یونگی#نامجون#جیمین#تهیونگ#جونگکوک#کیدارما#فیکشن#سرگرمی#بلک پینک#سناریو#تکپارتی#چندپارتی#رزی#لیسا#جنی#جیسو#کره_ای_جنو_بی#دنس#کره#سرگرمی
- ۶.۳k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط