پارت
پارت ۱۶
استاد:بله واقعاا من استادم خانوم برو بشین جات
نفس :چشم
بماند که اون لحظه تو نگاهای نفس چقد فحش بود که نگفت 😂
استاد هم نشست و شروع کرد به حرف زدن
استاد: سلام من امیر آریانی هستم استاد این ترمتون به دلایلی به ایران اومدم و قبول کردم که استادتون بشم من با کسی مشکلی ندارم و نمیخوام هم کسی با من مشکلی داشته باشه الان هم حظور غیاب میکنم و هرکی الان نباشه بهش بگید از جلسه بعد نیاد چون من اونقد مبحثام پیچیده هست که نشه حتی از یک جلسه هم گذشت
استادکه شروع به حضور غیاب کرد
رسید به من
استاد:شیدا مهرآد
حاظررررررررر
استاد: نفس یار مهر
نفس: حاظر
استاد یه نگاه خیره به نفس انداخت و با اخم روشو برگردوند
نفس: ارث باباتو خوردم اخم میکنی؟
من: نفسسسس
استاد: بله؟؟؟؟؟
نفس: میگم ارث باباتو خوردم اخم میکنی اخم نکن زشت میشی میمونی رو دستمون
استاد: خانوم یار مهر حرمت کلاسو نگه دارید
همچین با تحکم گفت که نفس چیزی نگفت
استاد:بله واقعاا من استادم خانوم برو بشین جات
نفس :چشم
بماند که اون لحظه تو نگاهای نفس چقد فحش بود که نگفت 😂
استاد هم نشست و شروع کرد به حرف زدن
استاد: سلام من امیر آریانی هستم استاد این ترمتون به دلایلی به ایران اومدم و قبول کردم که استادتون بشم من با کسی مشکلی ندارم و نمیخوام هم کسی با من مشکلی داشته باشه الان هم حظور غیاب میکنم و هرکی الان نباشه بهش بگید از جلسه بعد نیاد چون من اونقد مبحثام پیچیده هست که نشه حتی از یک جلسه هم گذشت
استادکه شروع به حضور غیاب کرد
رسید به من
استاد:شیدا مهرآد
حاظررررررررر
استاد: نفس یار مهر
نفس: حاظر
استاد یه نگاه خیره به نفس انداخت و با اخم روشو برگردوند
نفس: ارث باباتو خوردم اخم میکنی؟
من: نفسسسس
استاد: بله؟؟؟؟؟
نفس: میگم ارث باباتو خوردم اخم میکنی اخم نکن زشت میشی میمونی رو دستمون
استاد: خانوم یار مهر حرمت کلاسو نگه دارید
همچین با تحکم گفت که نفس چیزی نگفت
- ۷۰۵
- ۱۸ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط