{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن

نتوانم به تو پیوستن و نی از تو گسستن
نه ز بند تو رهایی نه کنار تو نشستن

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
دیدگاه ها (۸)

آخر ز چه گویم هست از خود خبرم, چون نیست؟وز بهر چه گویم نیست ...

دلتنگی‌ درد نیست، جراحتی ‌ست در سینه، ریشه دوانده به روح و ر...

بازیچه ی تقدیرفرسوده ی ایامپلکی بزن ای مرگتا پر کشم از بام !...

به چشم عالم و آدم، چه غم که خوار بیایم؟دعا کنید کمی با خودم ...

من چشم ز روی تو بریدن نتوانم بازآ به آغوش که محکم بفشارم یک ...

واژہ بهانه بودبا بند بند وجودم نوشتمتخواندی ورق زدیحواست به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط