{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موهاش صافو قلبش پیچیده اون موهای بلندش تو قلبم قوقا کرد

موهاش صافو قلبش پیچیده اون موهای بلندش تو قلبم قوقا کرد

فهمید که موهاشو خیلی دوست دارم رفتو موهاشو کوتاه کرد

وقتی حرف دلمو زدم دلشو زدم انقد دور شد که نشد فاصلشو بدونم

ی روز پنجشنبه بود که رفتو منم مجبور شدم که فاتحشو بخونم
دیدگاه ها (۲۲)

دیگه داره روح از تنم میکنه_و میرههر کی میرسه ی ضربه هم میزنه...

بازم روبه روی همیم خودت پیش منو دلت جای دیگهلبخند میزنی چشات...

بگو الان سنگ کیا رو به سینه میزنییعنی اینقده پستی یعنی اینقد...

لالاییو من خوندم واست تو با کیا خوابیدیپاهات هم قدم پام بود ...

همخونه اجباری.. پارت 55."ویو جئون جونگ کوک"اولش...واقعاً خند...

in your eyes

پارت ۸موتور جلوی ساختمون خونه‌م آروم توقف کرد.ولی من هنوز دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط