{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶
#پارت_5
±آقا ..
_با این پولی که میگیری هم میتونی شوهرتو از زندان آزاد کنی هم میتونی یه زندگی خوب بسازی!
دستی به موهای دختر کوچولوش کشید..
±آقا..شوهرم از زندان بیاد بیرون دنبال پناه میگرده !
نیشخندی زدم:
_نه دیگه! نشد..
پناه تا ابد مال من میشه حتی پدرش هم نمیتونه نزدیکش بشه!
روی پاهام نشستم تا هم قد پناه بشم و دستاشو تو دستام گرفتم:
_اگر شوهرتو دور اطراف پناه ببینم تیکه تیکه اش میکنم گوشتشو میدم سگام بخورن!
زن دست پناه رو گرفت کشید که با عصبانیت فریاد زدم:
_هر.زه کدوم گوری میخوای بری؟
لرزون لب زد:
±آقا نمیخوام دخترمو بفروشم!
موهاشو از پشت گرفتم و کنار گوشش لب زدم:
_یا دخترتو به اون قیمتی که گفتم به من می‌فروشی!یا هم که همین الان اینجا می‌کشمت..
پناه لرزون صدام کرد:
+عم..عمو!
مهربون نگاهش کردم:
_جانِ عمو؟
با گریه نگاهی به موهای مامانش کرد:
+مامانم رو ول کن موهاش درد گرفت!
کلافه موهاشو ول کردم..
کارتی از جیب کتم در آوردم به سمت زنِ گرفتم..
دیدگاه ها (۰)

ترکیب برنده:پناه🎀اهورا🦍

بریم پارت بعدیی؟🌚🌷

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_4±نمیخوای شروع کنیم ؟به سمتش...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_1اهورا:_تمام رفتار هاتونو آق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط