{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گیرم فرامـوشت کنم ، در گیر و دار روزها

گیرم فرامـوشت کنم ، در گیر و دار روزها

اما چه با قلبم کنم ؟ با دردها ، با سوزها    ...

 

گیرم که خاموشت کنم با اشک های خود ، ولی

من را به آتش می کشد دلداری دلسوزها

 

با شوق یک فردای خوش ، راحت نفس خواهم کشید

اما اگر رخصت دهد این بغضِ از دیروزها

 

راهی به پهنای جهان هم باز باشد باز هم

پابند بام خویشتن هستند دست آموزها

 

فتح بلندای وصال ، یعنی شروع بازگشت

ای عشق ! ما را خط بزن از دسته ی پیروزها

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

چه می شد هستی ام گل بود تا از شاخه بردارمکه محض لحظه ای لبخن...

یک لحظه زندگی تو از دست می رودوقتی کسی که هستی ِ تو هست، می ...

هوا بدون شما حاصلش نفس دردستببین که دوریتان بر سرم چه آوردست...

هر آنچه پای درختانم آب می گیرمفسرده برگی و زردی ، جواب می گی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط