{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه می شد هستی ام گل بود تا از شاخه بردارم

چه می شد هستی ام گل بود تا از شاخه بردارم

که محض لحظه ای لبخند ، در دست تو بگذارم

 

جوانی ام ، غرورم ، آبرویم ، آرزوهایم...

تمام آنچه را که از خودم هم دوست تر دارم

 

اگر از من بپرسی ، عشق "راز مطلق" است، اما

تماماً عشق تو پیداست در اجزای رفتارم !

 

یقین ای دورِ سوسو زن ! تو هم دیری نمی پایی

چنان که من سراغ از آسمان تار خود دارم

 

فقط در لحظه هایم باش ، بی دیدار ، بی منّت

نه اینکه آدمم ؟ قدری هوا را هم سزاوارم !

 

بگو با که ، کجا ، سر می گذاری تا بدانم که

کجا ، تنها ، سری بر زانوان خویش بگذارم

 


#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۳)

یک لحظه زندگی تو از دست می رودوقتی کسی که هستی ِ تو هست، می ...

خدا به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگردا...

گیرم فرامـوشت کنم ، در گیر و دار روزهااما چه با قلبم کنم ؟ ب...

هوا بدون شما حاصلش نفس دردستببین که دوریتان بر سرم چه آوردست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط