{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جان دلم

جان دلم
این دیرتر آمدن هایم
این زودتر رفتن هایم
دوییدن هایم و لابه لایش فراموش کردن هایم
این حواس پرتی هایم
تلاش برای ساختن زندگی و آینده مان است
من اگر غرق کار میشوم و آن میان
دوستت دارم هایم از زبانم می افتد
تو به دل نگیر و گلایه نکن
جای گلایه، با دلبری برایم یادآوری کن
من ناز و ادای تو را ببینم
مگر میشود که یادم نیاید قرار بود
دوستت دارم را روانه گوش های قلبت کنم؟

#سیما_امیرخانی
دیدگاه ها (۱)

پروانه جان

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

خط به خط خود را به طرف مقابلتان یاد بدهیدبیشتر دلخوری ها و ن...

داشت برایم شعر می‌خواندکه پریدم میان یکی از مصرع هاو گفتم : ...

داشت برایم شعر می‌خواند...که پریدم میان یکی از مصرع‌ها و گفت...

داشت برایم شعر می‌خواند...که پریدم میان یکی از مصرع‌ها و گفت...

داشت برایم شعر میخواندکه پریدم میان یکی از مصرع ها و گفتم:بو...

داشت برایم شعر می‌خواند..که پریدم میان یکی از مصرع‌ها و گفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط