{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنگه احد و مدرسه می دان انقلاب

🔶🔷🔶تنگه اُحُد و مدرسه مِیْ دانِ انقلاب

بلافاصله بعد از نماز تک و تنها ایستاده بود چتر و پرچمی کوچک بدست چپ و پلاستیکی هم بدست راستش. عجب فیلمی گرفتم ازش، حیف گوشی زاغارتم خاموش شد و فیلم ذخیره نشد.

چترش هر چند لحظه یکبار روی شانه بالا و‌پایین می شود و گوشه روسری را به چشم می مالد؛ معلوم می شود چشم هایش بارانی است؛ آخر غم آقا مگر سرد می شود هنوز گرمیم نمی دانیم چه شده...😔

بخاری ماشینم خراب است، هر از چند دقیقه یکبار با مشت و لگد روشن می شود ۲ـ۳ دقیقه بعد هم خاموش می شود با این وجود بیرون از ماشین خیلی سردتره...

چند بار از ماشین پیاده شدم به امید آنکه چند کلمه ای بیشتر از وجود بزرگش بدانم ولی دلم نمی آید زیاده ای بر این همه زیبایی باشم و حس و حال این بانو را خراب کنم.
بالاخره جلو می روم.
«سلام آبجی» می گویم و می پرسم:
دیدم تک و تنها این سوی میدان ایستاده اید شما چه ارتباطی با آقا دارید که توی این هوا هنوز اینجا ایستاده اید؟

بدون مقدمه می گوید: «اینجا تنگه ی اُحُده اگر رهاش کنیم تو جنگ شکست می خوریم» می گوید:« قبل از آمدنم به قرآن تفأل زدم آیات مربوط به جنگ احد اومده!»

می پرسم: شما از خانواده شهدا هستید؟

می گوید:
«نه! من یک آدم معمولیم»

«بعد از شهادت آقا یک آدم دیگه ای شدم هر روز باید به دیدن مادرم می رفتم هر روز! ولی بعد از شهادت آقا کلا دل بریدم در این جنگ،ملت ما به قول آقای خامنه ای مبعوث شده! از فرزندم هم دلبریدم!»

یاد جمله آوینی افتادم« بیا و بعثت دگر باره انسان را ببین!»

می گوید:
«به بعضیا تو اقوامم زنگ زدم خیلی جدی با تشر گفتم چرا برنمی گردید تهران؟! شماهایی که می گفتید دوست دارید سرباز امام زمان ع باشید کجا فرار کردید؟!! بعد از آقا دیگه چه خوشگذرانی معنا داره؟ا»

« دیدم کسانی که اینجا شعار میدهند دستشان را لوله میکنند تا صدایشان برسد بعد از چند دقیقه هم صداشون میگیره رفتم یک بلندگوی دستی سبزفروشی خریدم بعد چند مداحی‌حماسی از نیسان هایی که بلندگو داشتند گرفتم و از راننده اسنپ اجازه گرفتم و تمام مسیری که آمدم از پنجره ماشین با بلندگو مداحی حماسی پخش کردم »
« برای آرامش نسل بعدمان باید بجنگیم بعدا پیشمانی معنا نداره اگر فردا سر بچه ها مون رو خواستند ببرند؛ چون قدرت نداریم باید سکوت کنیم؛ چرا امروز که قدرت دست ماست ساکت بنیشیم؟!

هر دقیقه که از شروع گفت و‌گوی ما‌ می گذشت بیشتر به عجز خودم‌ برای این‌روایت نویسی پی می بردم؛ اما همین چند جمله کافی است تا بزرگی و عظمت انسانِ تربیت یافته در این مبارزه با ظلم و شرک و کفر پی ببریم؛ همانی که آوینی می‌گفت:« خداند اهل حق را از طریق مبارزه با ظلم و شرک و‌کفر تعالی می بخشد».کدام مدرسه ومعلم می توانست چنین انسانی را با این سرعت و کیفیت و تعداد تربیت کند؟!

راستی منم این چند روز خوب فهمیدم که چرا شهید آوینی مکرر در روایت فتح اظهار عجز می‌کند که بتواند آنچه‌ در جریان است را روایت کند!

درهمین فاصله ای که این متن را نوشتم کف خیابان سیل جاری شده و دور میدان هم سیل جمعیت با غمی حماسی، عاشقانه قیام کرده اند...
کسی فریاد می کشد بارون که هیچی! موشک بارون هم بشه ما ایستاده ایم!

🔶پابرهنگان؛ پنجره ای رو به اسلامِ مستضعفان
https://eitaa.com/Paberahnegan

#پا_برهنگان #خیابان #میدان #میدان_داری #روایت #روایت_فتح #شهید_آوینی #شهید_سید_مرتضی_آوینی #سید_مرتضی_آوینی #شهید_مرتضی_اوینی
#وطن #ایران #وطنم #وطنم_ایران #آریایی #جمهوری_اسلامی #رهبر #رهبری #امام_خامنه_ای #انقلاب #انقلاب_اسلامی #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_ضد_ولایت_فقیه #جنگ_احد #احد
دیدگاه ها (۵)

تو رستم تهمتنی#بزن که خوب میزنی🚀سردار های ما نعمت خدا و افتخ...

🌹شهیده زینب سادات ۲ ماهه🌹شهید عباس جباری ۱۰ ساله🌹شهیده نور ج...

دقت کنید،کار ما تازه #شروع شده!خدایا مارا در برابر فتنه های ...

خدایا شکرت

🔴یک مردم، دو پلان متفاوت در قضاوت تاریخ♦️شهریور 1320 مردمی ک...

#حاج_مهدی_رسولی#فردوسی #رستم.شب های ابتدایی جنگ بودکلافه بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط