خداوندا دریابم، که درمانده ام، و دلم از حوادث روزگار سخت
خداوندا دریابم، که درمانده ام، و دلم از حوادث روزگار سخت به تنگ آمده است
خداوندا در آغوش رحمت خود بپرورانم، که من بسان کودکی گستاخ و ناسپاسم و در عین حال سخت محتاج نوازش تو
خداوندا بلور احساسم را از گزند سنگهای بیشمار ریا و دورنگی حفظ نما
خداوندا تنها عشقم را به تو میسپارم مگذار نامهربانی پیشه گیرد، دلش را در پرتو مهر خود از پلیدی نگهدار
خدایا درمانده ام از سستیهایم، چه بسیار خطاهایی که به واسطه سستیهایم از من سر زده،و من قادر به جبران نیستم ، از من درگذر
خدایا دلتنگیهایم فراوان است و زبان از گفتن قاصر، تو خود می دانی و میتوانی، پس آنچنان برایم بساز که برای خوبانت فراهم ساخته ای
خداوندا توانی به من بده که صبوری پیشه گیرم و پاسخ نامهربانان را با مهر بدهم
خداوندا در آغوش رحمت خود بپرورانم، که من بسان کودکی گستاخ و ناسپاسم و در عین حال سخت محتاج نوازش تو
خداوندا بلور احساسم را از گزند سنگهای بیشمار ریا و دورنگی حفظ نما
خداوندا تنها عشقم را به تو میسپارم مگذار نامهربانی پیشه گیرد، دلش را در پرتو مهر خود از پلیدی نگهدار
خدایا درمانده ام از سستیهایم، چه بسیار خطاهایی که به واسطه سستیهایم از من سر زده،و من قادر به جبران نیستم ، از من درگذر
خدایا دلتنگیهایم فراوان است و زبان از گفتن قاصر، تو خود می دانی و میتوانی، پس آنچنان برایم بساز که برای خوبانت فراهم ساخته ای
خداوندا توانی به من بده که صبوری پیشه گیرم و پاسخ نامهربانان را با مهر بدهم
- ۲.۴k
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط