{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبِ سوم از دخترک شیرین زبانی می خوانند

شبِ سوم از دخترک شیرین زبانی می خوانند
که بعد از کلی انتظار بابایش آمد
و سر کنار گوشش گذاشت
لالایی خواند برایش
و دخترک خوابش برد
تا ابد... 😭
دیدگاه ها (۳)

❁﷽❁یادٺ مےآید شانہ و مویِ ڪمندم رادر بین دختر بچہ ها قَدِ بل...

‏‎‏ ‏‎‏ من رقیــــه دختر شیرین زبان شــــــــاه دینم🏴 غنچه ی...

༻﷽༺#اربابم_حسین_ع🍃 ❤ ️پدرم پیرغلامِ جلساٺ پدرٺپسرم سینہ زنِ ...

🏴 #السلام_علیک_یااباعبدالله نام حـــسین آمد و از خــود بدر ش...

باران آرامی به پنجره‌های خانه می‌خورد. خانه‌ای که زمانی پر ا...

می‌کردند مخصوص تهیونگ که برای بوسیدن آن لبا لحظه شماره میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط