{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهم گفت : " چرا شبها نمیخوابی ؟! "

بهم گفت : " چرا شبها نمیخوابی ؟! "
چیزی نگفتم ...
دوباره پرسید : " چرا از خوابیدن میترسی ؟
چرا فرار میکنی ؟ "
ایندفعه تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم:
" تو خواب چیزایی رو میبینم که تو واقعیت زندگیم نیستن و این اذیتم میکنه ...
دیدگاه ها (۴)

می دانی؟یک وقت هایی بایدرویِ یک تکه کاغذ بنویسیتعطیل استو بچ...

هندزفری پس از سلول انفرادی غمگین ترین اختراع بشر است.

شنیدی که میگن: اونی که گریه میکنه، یه درد داره اما اونی که م...

مردی را دیدم که برای بوسیدن دختر 3 ساله اش در مقابلش زانو زد...

رومان عشق مافیا پارت 27 ترو خدا یہ لایک کنی جایہ دوری نمیرہ ...

#in_your_eyespart_9۴ویو کایلاشب شده بودبعد انجام کارام رفتم ...

پارت ۱۰

#اونـ_مالـ_منهـPart13ته:بعدا به حساب تو میرسم ولی الان اولوی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط