{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بمان در باغ پاییزی احساسم

بمان در باغِ پاییزیِ احساسم
تو اِی گل پونه‌ی دشتِ امید و آرزوهایم
بمان با من...
که تا بیرون کنم از سینه‌ام اندوهِ تلخِ بی‌کسی‌هایم
بخوان با من...
سرودِ عاشقی‌هایم
که تا با یک بغل احساس و شور و بیقراری در پی‌ِ چشمت به رقص آیم
تو اِی جامِ شرابی از خیالت
علت و سرچشمه‌ی مستیِ اشعارم
تو ای آوازِ نامت در سکوت سردِ این پاییز تکرارم
کنارم نیستی و ابر باران می‌شوم اما
به یاد چشمهایت عاشقانه عشق می‌بارم


#مجتبی_خوش_زبان
دیدگاه ها (۲)

بیا به مصرع بعدی که شرح حال من است:خیال من شده اویی که بیخیا...

‌‌زمین اگر برابر کهکشان تکرار شودحجم حقیری استکه گنجایش بلند...

چنان در قلبِ من جا داده‌ای خود را که انگاریتو این‌جا خانه‌ات...

اگر عقل آن است که عشق را پس می‌زند و طراوت هستی را از صفحهٔ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط