{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر عقل آن است که عشق را پس میزند و طراوت هستی را از ...

اگر عقل آن است که عشق را پس می‌زند و طراوت هستی را از صفحهٔ وجود انسان می‌زداید، همان بهتر که نباشد و تو را دیوانه بخوانند.
اگر دیوانگی، نداشتنِ آن عقلی است که به‌وسیلهٔ آن برای حفظ خودت دست‌درازی به هویت دیگران کنی، من از همه دیوانه‌ترم. اگر جنون، آن بومی است که عشق در آن نقاشی می‌شود، بگذار که عالَمی مرا دیوانه بخوانند.
من خسته بودم از مردمانی که درکشان به چشمشان، و فهمشان و قضاوتشان به‌گشادیِ جیبشان بود.

#برشی_از_کتاب
#کهکشان_نیستی
#محمد‌هادی_اصفهانی
دیدگاه ها (۴)

چنان در قلبِ من جا داده‌ای خود را که انگاریتو این‌جا خانه‌ات...

بمان در باغِ پاییزیِ احساسمتو اِی گل پونه‌ی دشتِ امید و آرزو...

بیا دست به آسمان ببریم و کمی دعا کنیم‌برای آرزوهایی که داریم...

پاییزبه منِ بی تو چه ربطی دارد؟فصل شکستن استخوان های برگ.فصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط