#اونـ_مالـ_منهـ
#اونـ_مالـ_منهـ
Part 10
تهیونگ داشت الیا رو میبوسید و همه جام بدنشو لمس میکرد
که با دیدن من متوقف کرد و پام و دید و سریعاومد سمتم
ته:خوبی با خودت چیکار کردی اخه حواست کجاست
کوک:ب..بخ...شی..د مزا..حم..ش..د.م.م.ن خودم میرم
و شروع کردم اروم از کنار دیوار بگیرم و داشتم اروم می رفتم که درد بدی رو تو پام حس کردم و داشتم میوفتادم که دستی اومد زیرکمرم اون تهیونگ بود
ته:بهت گفتم ببرمت
کوک:ممنون میشم بزاریم زمین خودم میتونم
ته:کمتر دروغ بگو من میدونم نمیتونی در ضمن پاتو پانسمان نکردی
کوک:تهیونگ خودم میتونمممم
بی اهمیت منو برد گذاشت تو اتاق من نشستم و میخواستم وایسم که....
ته:با اون پا میخوای بلند شیی.صبر کن تو پات شیشه رفته باید درش بیاریم
کوک:خودم میتونم تو میتونی بری
ته
سمتش رفتم وگذاشتمش رو تخت و اجوما رو صدا زدم تا جعبه ی کمک های اولیه و رو بیاره و شروع کردم به در اورن شیشه ها
کوک:اخ خیلی درد میکنه اروم تر
ته:هنوز خیلی مونده باید تحمل کنی تازه شروع کردم
کوک:این به جای کم مونده بود نه
ته:تک خنده این کرد «شاید»
کوک خیلی درد میکرد مجبور شدم دستمو گاز بگیرم تا بلاخره بعد 20مین تموم شد
ته:باید دستتو پانسمان کنم میدونی کهه
کوک:اره اگه تموم شد ولم کن
ته:نه نمیکنم
کوک:حداقل گوشیمو بده
ته:اگه امشب تو بغلم بخوابی باشه
کوک:برو اهه چندش
برو با اون دختره اون تو بغلت میخوابه اوکییی
ته:نه من خودتو میخوام
کوک:بیا برو دیگه اهه
ته:پا نشی یه وقتی
کوک:دوست داشتم بلند میشم
ته:خیلی لجبازی میدونستی
کوک:اره میدونم
که در باز شد
........
Part 10
تهیونگ داشت الیا رو میبوسید و همه جام بدنشو لمس میکرد
که با دیدن من متوقف کرد و پام و دید و سریعاومد سمتم
ته:خوبی با خودت چیکار کردی اخه حواست کجاست
کوک:ب..بخ...شی..د مزا..حم..ش..د.م.م.ن خودم میرم
و شروع کردم اروم از کنار دیوار بگیرم و داشتم اروم می رفتم که درد بدی رو تو پام حس کردم و داشتم میوفتادم که دستی اومد زیرکمرم اون تهیونگ بود
ته:بهت گفتم ببرمت
کوک:ممنون میشم بزاریم زمین خودم میتونم
ته:کمتر دروغ بگو من میدونم نمیتونی در ضمن پاتو پانسمان نکردی
کوک:تهیونگ خودم میتونمممم
بی اهمیت منو برد گذاشت تو اتاق من نشستم و میخواستم وایسم که....
ته:با اون پا میخوای بلند شیی.صبر کن تو پات شیشه رفته باید درش بیاریم
کوک:خودم میتونم تو میتونی بری
ته
سمتش رفتم وگذاشتمش رو تخت و اجوما رو صدا زدم تا جعبه ی کمک های اولیه و رو بیاره و شروع کردم به در اورن شیشه ها
کوک:اخ خیلی درد میکنه اروم تر
ته:هنوز خیلی مونده باید تحمل کنی تازه شروع کردم
کوک:این به جای کم مونده بود نه
ته:تک خنده این کرد «شاید»
کوک خیلی درد میکرد مجبور شدم دستمو گاز بگیرم تا بلاخره بعد 20مین تموم شد
ته:باید دستتو پانسمان کنم میدونی کهه
کوک:اره اگه تموم شد ولم کن
ته:نه نمیکنم
کوک:حداقل گوشیمو بده
ته:اگه امشب تو بغلم بخوابی باشه
کوک:برو اهه چندش
برو با اون دختره اون تو بغلت میخوابه اوکییی
ته:نه من خودتو میخوام
کوک:بیا برو دیگه اهه
ته:پا نشی یه وقتی
کوک:دوست داشتم بلند میشم
ته:خیلی لجبازی میدونستی
کوک:اره میدونم
که در باز شد
........
- ۷۱۴
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط