{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنی سمت پلیس رفت و گفت:

زنی سمت پلیس رفت و گفت:
"سرکار، آن مرد که در آن گوشه ایستاده، مرا آزار می دهد."
پلیس گفت:
"ولی خانم من مدتی است که او را زیر نظر دارم، او حتی به شما نگاه هم نکرده است."
زن گفت:
"آیا این آزار دهنده نیست؟!"
دیدگاه ها (۲)

مادرم موهای بلندی داشت هر روز پشت پنجره می نشست موهایش را می...

خداحافظی بوق و کرنا نمی خواهدخداحافظی دلیلبحثیادگاریبوسهنفری...

بهشت یعنییک موسیقی ملایم باشدتو اینجا باشیسرت روی پایمدست را...

اتوبوسی آمده از تهرانیکی از صندلی هایش خالی است...قطاری می ر...

زنی که در رمان حضور دارد، برای رسیدن به مرد مورد علاقه‌اش له...

رمن:گناه ابی p:3سه روز از ورودم به عمارت مهراد گذشته بود.هر ...

دو نوع زن داریم!‌آیت‌الله جوادی آملی: زنانی که درزمان امنیت،...

⭕️پرسش: آیا مهریه گرفتن یعنی زن در برابر پول، خود را به مرد ...

‌🧕🏻 زنی #مستضعف در #پاسخ به سوالی #مستقیم و رک می گوید در شا...

حجاب🔴آیت‌الله جوادی آملی:زنانی هستند که در اوج امنیت، می‌جنگ...

هر زنی برایِ زیباتر شدن؛باید یک مردِ عاشق، داشته باشد...زن‌ه...

پارت ۸ کسی که برگشته

حجاب🔴آیت‌الله جوادی آملی:زنانی هستند که در اوج امنیت، می‌جنگ...

آیت‌الله جوادی آملی:زنانی هستند که در اوج امنیت، می‌جنگند بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط