پارت دهم
پارت دهم
#تهکوک
ویو کوک
از اونجا اومدم بیرون و تصمیم گرفتم کل راه رو دویدم
~۳۰مین بعد~
نفس زنان رسیدم و رفتم ورزش مربوطه ام رو انجام دادم
~یک ساعت بعد~
اومدم بیرون خسته بودم و همینطور گشنه ام بود تصمیم گرفتم از بجایی نودل امشب برم یه رستوران شیک چون چند وقتی بود به خودم نرسیده بودم و حرکت کردم
ویو تهیونگ
تهیونگ :خیلی خیلیییی سمجه الان هم برای اون هرزه دارم
تهیونگ با سرعت با ماشین سمت عمارتش حرکت کرد و رفت جایی بونا که حبسش کرده بودم رفتم و از موهاش گرفت و انداختمش رو زمین و لگد میزدم بهش و بعدش شلاق رو برداشتم و کل بدنش رو زخم کردم و نفس زنان رفتم بیرون که یکی از ندیمه ها که جدید اومده بود سمتم نگاه میکرد و میلرزید حالت شوک داشت خواستم اذیتش کنم داد زدم هعییی تووو اون هم از ترس بیهوش شد (🤣🤐🤫🤦) که به یکی از بادیگارد ها گفتم ببرتش بیمارستان و ندیمه هایی دیگه جمعش کردن و رفتم یه قهوه خوردم و رفتم کارهام رو کردم که خوابم نمیبرد رفتم بیرون سوار ماشینم شدم و گاز دادم تو جاده گاز میدادم که یکی با لباس های سیاه دوید که با ماشین خوردم بهش استرس عجیبی داشتم از ماشین پیاده شدم که دیدم اون اون ...
#عاف_ابدی
#کیم_سرین
#تهیونگ_سرین
#فیک_نویس_دربارسلطنتی_تهکوک
#تهیونگ_نفر_بعدی_نیست
#تهکوک
ویو کوک
از اونجا اومدم بیرون و تصمیم گرفتم کل راه رو دویدم
~۳۰مین بعد~
نفس زنان رسیدم و رفتم ورزش مربوطه ام رو انجام دادم
~یک ساعت بعد~
اومدم بیرون خسته بودم و همینطور گشنه ام بود تصمیم گرفتم از بجایی نودل امشب برم یه رستوران شیک چون چند وقتی بود به خودم نرسیده بودم و حرکت کردم
ویو تهیونگ
تهیونگ :خیلی خیلیییی سمجه الان هم برای اون هرزه دارم
تهیونگ با سرعت با ماشین سمت عمارتش حرکت کرد و رفت جایی بونا که حبسش کرده بودم رفتم و از موهاش گرفت و انداختمش رو زمین و لگد میزدم بهش و بعدش شلاق رو برداشتم و کل بدنش رو زخم کردم و نفس زنان رفتم بیرون که یکی از ندیمه ها که جدید اومده بود سمتم نگاه میکرد و میلرزید حالت شوک داشت خواستم اذیتش کنم داد زدم هعییی تووو اون هم از ترس بیهوش شد (🤣🤐🤫🤦) که به یکی از بادیگارد ها گفتم ببرتش بیمارستان و ندیمه هایی دیگه جمعش کردن و رفتم یه قهوه خوردم و رفتم کارهام رو کردم که خوابم نمیبرد رفتم بیرون سوار ماشینم شدم و گاز دادم تو جاده گاز میدادم که یکی با لباس های سیاه دوید که با ماشین خوردم بهش استرس عجیبی داشتم از ماشین پیاده شدم که دیدم اون اون ...
#عاف_ابدی
#کیم_سرین
#تهیونگ_سرین
#فیک_نویس_دربارسلطنتی_تهکوک
#تهیونگ_نفر_بعدی_نیست
- ۱.۵k
- ۰۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط