{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجشنبه95/1/19ساعت12:17

پنجشنبه95/1/19ساعت12:17

داستانی کوتاه ولی آموزنده !
چند نفر از پلی عبور می کردند که ناگهان دو نفر به داخل رودخانه خروشان افتادند.


همه در کنار رودخانه جمع شدند تا شاید بتوانند بهشون کمک رسانند. ولی وقتی دیدند شدت آب آنقدر زیاد است، که نمی شه براشون کاری کرد. به آن دو نفر گفتند که امکان نجاتتون وجود نداره! و شما به زودی خواهید مرد !

در ابتدا آن دو مرد این حرف ها را نادیده گرفتند و کوشیدند که از آب بیرون بیایند، اما همه دائما به آنها می گفتند که تلاش تون بی فایده هست و شما خواهید مرد ! پس از مدتی یکی از دو نفر دست از تلاش برداشت و جریان آب او را با خود برد. اما شخص دیگر همچنان با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از آب تلاش می کرد. بیرونی ها همچنان فریاد می زدند که تلاشت بی فایده هست. اما او با توان بیشتری تلاش می کرد و بالا خره از رودخانه خروشان خارج شد.

وقتی که از آب بیرون آمد، معلوم شد که مرد نا شنواست. در واقع او تمام این مدت فکر می کرده که دیگران او را تشویق می کنند!

ناشنوا باش وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن می گویند.
دیدگاه ها (۶۵)

جمعه95/1/20ساعت9:32کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی میکرد...ن...

تفرجگاه شیرآباد،،استان گلستانامروزجاتون خالی

چهارشنبه95/1/18ساعت12:40مردی بود قرآن میخواند و معنی قرآن را...

سه شنبه95/1/17ساعت12:32یه روز مادرمو خواستن مدرسه بهش گفتن پ...

آزادترین تقدیر

سناریو باکودکو

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط