{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای عمر بازرفته نمی آیی از سفر

ای عمر بازرفته نمی آیی از سفر


وی بخت خفته، هیچ نداری ز ما خبر

ما همچنان خیال تو داریم، در دماغ
ما همچنان جمال تو داریم، در نظر
.
از بوی تو هنوز نسیم است با صبا
وز روی تو هنوز نشانی است در قم

سر می‌زنیم بر در سودای وصل و هیچ
از سر خیال وصل نخواهد شدن بدر

دل رفت و عمر رفت و روان رفت و بعد ازین
ماییم و آه سرد و لب خشک و چشم تر
دیدگاه ها (۸)

دلتنگ ”انگار پای ثانیه‌ها لنگ می‌شودوقتی دلی برای دلی تنگ می...

یکی زیر .....یکی رو ....زیباترین بافتنــی دنیاست...دست هایما...

بُزرگ بشیم یکم ..خیلی از اوقات، خیلیا سِنّ شون زیاد میشه،" ک...

😍 😍 دلم یک خانه ی قدیمی می خواهد...یک حال و هوایِ سنتی و اصی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط