{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرنوشت

سرنوشت


(ویو شوگا)

وقتی گفت «باشه»، یه لبخند روی لبم نشست.

دلم می‌خواست همون لحظه همه چیز رو بهش بگم.

ولی نمی‌خواستم بترسونمش.

هنوز فقط دو روز بود که وارد زندگی من شده بود.

شوگا: خب، حالا بریم؟

رایا: کجا؟

شوگا: خرید.

رایا: ولی همین دیروز کلی لباس برام خریدی!

شوگا: اون که چیزی نبود.

رایا: شوگااا...

شوگا: جانم؟

رایا: من واقعاً به این همه لباس احتیاج ندارم.

شوگا: منم نگفتم احتیاج داری.

رایا: پس؟

شوگا: دوست دارم وقتی کمدتو باز می‌کنی، پر از چیزایی باشه که دوستشون داری.

رایا لبخند زد.

رایا: ممنون...

شوگا: فقط ممنون؟

رایا: خب... دیگه چی بگم؟

شوگا با خنده گفت:

شوگا: هیچی، همین که لبخند زدی کافیه.


بچه‌هاااااا 😭

من دارم آب می‌شمممممم 😭🫠

شوگا رسماً تو دو روز عاشق شدهههههه 😭🎀

عرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر رایا هم نشیدممممم
دیدگاه ها (۰)

*🍓 𓂃 ࣪˖ ִֶָ✨️اما آخرش لبخند زد و گفت:- دلم می‌خواد آدمایی که...

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

ri𝖺 i𝗌 𝗁𝖾𝗋𝖾 r𝖺i𝖺𝗌 :: 💌 ‌ִدرود رایا ز ، بعد تقریبا دو ماه پیج...

سناریو: وقتی دنسر هستی و یکی از آیدل های کیپاپ بهت درخواست م...

#سناریو #درخواستی #اد__jennie 🌀🫙وقتی دارن باهمون حرف میزنن و...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑چند روز دیگه هم گذشت صندلی آ...

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

عشق اینترنتی PART: 4

چند پارتی تهیونگ (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط