داشتم اتاق رو نگاه میکردم که یهو اون آقا هه اومد داخل ات
داشتم اتاق رو نگاه میکردم که یهو اون آقا هه اومد داخل اتاق
+ امم خب ببشید میشه خودتون رو معرفی میکنین خیلی خوب نمیشناسمتون
- اهه اره
خب اسمم مین یونگی و لقبم شوگاست
رنگ سیاه رنگ مورد علاقمه
کل این امارت مال کنه
من یه مافیام
و این دختری که روبروم وایساده هم تمام کمال مال منه
+ امم خب ممنون شو...ددی
- آفرین بیبی گرلم خوب یاد گرفتی ( هعییی رایا هم نشدیم )
خب دیگه داره دیر میشه باید بخوابیم
+ عاا آها بله اما من لباس اینا هیچی نیاوردم و تو لباس ها هم راحت نیستم
- خب من نمیدونستم چه سایز لباسی باید بخرم برا همین چیزی نداریم بیا یکی از تی شترت های منو بپوش فردا میرم با ها کلی خرید کنیم
+ امم ممنون ( خجالتی)
( ویو ذهن شوگا)
یکی از لباس هامو دادم بهش یه تیشتر بود خیلی براش بزرگ بود توش گم شده بود
خیل کیوت شده بود دلم میخواستم بخورمش
اهه شوگا به خودت بیاااا
بس کنننن
لباسش رو رفت و تو حموم عوض کرد
اما من میخوام جلو اون لباس عوض کنم
شروع کردم عوض کردن لباس هام که یهو چشمش به بدن عضلهایم خورد و بهش خیره شد
( ویو ذهن رایا)
شتتت
تی شرتش خیل برام بزرگ بود رسماً توش گم شده بودم
رفتم از حموم بیرون
داشت لباسش رو در میآورد دکمه های بولیزش رو باز کرد و به بدنش خیره شدم
خیلی جذاب بود یهو فهمیدم متوجه نگاه های خیره شده که ازش چشم برداشتم
ریز ریز خندید
بهم گفت
- کشو رو باز کن
کشو رو باز کردم که یهو ...
گیلییلیلیلیلیلیللیلی
کرمامممم فعال شدددنننن.
میدم خیلی دیر پال میزارم اما خب طولانی پارت میزارم
فردا باز پارت میدم
کار زیاد دارم
وسط اسباب کشی
وام شکسته
باید بریم مشهد به کاری پیش اومده
و هم زمان دو تا عروسی داریم
هعیییی
حمایت ؟
شرط ندارع
😁🙃🫠🥹😭✨🤏🏻🤍
+ امم خب ببشید میشه خودتون رو معرفی میکنین خیلی خوب نمیشناسمتون
- اهه اره
خب اسمم مین یونگی و لقبم شوگاست
رنگ سیاه رنگ مورد علاقمه
کل این امارت مال کنه
من یه مافیام
و این دختری که روبروم وایساده هم تمام کمال مال منه
+ امم خب ممنون شو...ددی
- آفرین بیبی گرلم خوب یاد گرفتی ( هعییی رایا هم نشدیم )
خب دیگه داره دیر میشه باید بخوابیم
+ عاا آها بله اما من لباس اینا هیچی نیاوردم و تو لباس ها هم راحت نیستم
- خب من نمیدونستم چه سایز لباسی باید بخرم برا همین چیزی نداریم بیا یکی از تی شترت های منو بپوش فردا میرم با ها کلی خرید کنیم
+ امم ممنون ( خجالتی)
( ویو ذهن شوگا)
یکی از لباس هامو دادم بهش یه تیشتر بود خیلی براش بزرگ بود توش گم شده بود
خیل کیوت شده بود دلم میخواستم بخورمش
اهه شوگا به خودت بیاااا
بس کنننن
لباسش رو رفت و تو حموم عوض کرد
اما من میخوام جلو اون لباس عوض کنم
شروع کردم عوض کردن لباس هام که یهو چشمش به بدن عضلهایم خورد و بهش خیره شد
( ویو ذهن رایا)
شتتت
تی شرتش خیل برام بزرگ بود رسماً توش گم شده بودم
رفتم از حموم بیرون
داشت لباسش رو در میآورد دکمه های بولیزش رو باز کرد و به بدنش خیره شدم
خیلی جذاب بود یهو فهمیدم متوجه نگاه های خیره شده که ازش چشم برداشتم
ریز ریز خندید
بهم گفت
- کشو رو باز کن
کشو رو باز کردم که یهو ...
گیلییلیلیلیلیلیللیلی
کرمامممم فعال شدددنننن.
میدم خیلی دیر پال میزارم اما خب طولانی پارت میزارم
فردا باز پارت میدم
کار زیاد دارم
وسط اسباب کشی
وام شکسته
باید بریم مشهد به کاری پیش اومده
و هم زمان دو تا عروسی داریم
هعیییی
حمایت ؟
شرط ندارع
😁🙃🫠🥹😭✨🤏🏻🤍
- ۷۹
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط