{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part:⁴

Part:⁴
________________________________

لونا: مرسی تو خیلی مهربونی

(۲روز بعد)

هانول" این دختره ی عوضی کدوم گوری رفته پیدات میکنم

...: بالاخره میتونی پیداش کنی یا تور‌و بجای اون زیر خوابم کنم
هانول: باشه باشه پیداش میکنم
....: زودتر یالا
هانول:‌باشه

هانول" پیدات میکنم دختره ی هرزه توهم عاقبتت مثل مادرت میشه

لونا" تو خونه ی دوستم بودم و داشتم با دوستم حرف میزدم و میخندیدم که یهو صدای زنگ و در پشت سر هم میومد

میا:این دیگه کیه اومدم در از جا کندی

میا رفت در باز کرد که با هانول روبه رو شد

هانول: برو ا‌ونور ببینم لونا لوناااااا کجایی
لونا: ب باب با
هانول: پس اینجایی

هانول حمله آورد سمت لونا و شروع کرد به زدنش

هانول: دختره ی هرزه حالا دیگه از خونه فرار میکنی
میا: نزن نزنش برو
لونا: آخ نزن ولم کن (گریه)

هانول لونا رو با موهاش بلند کرد و هلش داد سمت در

لونا: (گریه)
هانول: میکشمت

هانول لونا رو سوار ماشین کرد و بردش خونه بعد چندمین رسیدن خونه و هانول لونا رو هل داد داخل خونه و بردش تو اتاق و پرتش کرد رو زمین شلاق کلفتی رو برداشت و لونا همینطور داشت گریه میکرد که چشمش خورد به شلاق و بیشتر ترسید

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

سناریو درخواستی چیفویو ۲

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۳

داستان عاشقانه جدید

دردسرهای بچه داری پارت۶

تکپارتی درخواستی

dark love

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط