{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنجره را به روی قاصدک بی قرار باز کرد.قاصدک روی شانه دختر

پنجره را به روی قاصدک بی قرار باز کرد.قاصدک روی شانه دخترک نشست و با او گفت
خدا زیبایی را آفرید وآن رابه فرشته ای به نام زن سپرد
راستی
با امانتی که خدا به تو سپرده بود چه کار کردی؟
دیدگاه ها (۱)

نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛اینکه فرمودند: ...

لیموترش میوه ارزشمندی است كه خواص بسيار زيادى دارد:۱) در واق...

از صبح دلم آشوب است...شما هم بغض او را دیدید. بغضی نا تمام ا...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۱ نسیم خنک صبحگاهی به پنجره اتاق ...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁶﴿ویو تهیونگ﴾همه‌چیز در یک لحظه متوقف ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط