{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا-تو

ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا-تو
پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو
هر شب من و دیدار در این پنجره با تو
از خستگی روز همین خواب پر از راز
کافی ست مرا، ای همه ی خواسته ها تو
دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم
من یکسره آتش، همه ذرات هوا تو
بیدارم اگر دغدغه ی روز نمی کرد
با آتش مان سوخته بودی همه را تو
پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا-تو
آزادگی و شیفتگی، مرز ندارد
حتا شده ای از خودت آزاد و رها تو
یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟
دیگر نه و هرگز نه، که یا مرگ که یا تو
وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
یعنی همه جا-تو، همه جا-تو، همه جا-تو
پاسخ بده از این همه مخلوق چرا من؟
تا شرح دهم از همه خلق، چرا تو
دیدگاه ها (۲)

وفـــــا دارییــک کــار خــود آگــاهــانـه نـیـسـتاگـر کـسی ...

به خودشان زحمت نمی دهند یک نـفـر را کشف کنـنـدزیـبـایی هـایـ...

تنهاییی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیستگسترده تر از عال...

در سکوت باید فقط نگاه کرد...نـــگــاهــــ...اندوه که از حد ب...

خواب رویایی part: ۶ ...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط