قسمتپارت
(قسمت(4)پارت(4))
+تق تق تق
_کیه
+منم
_بیا تو.... ماهتیسا اومد داخل از چهره ی نگرانش فهمیدم ک همه چیز رو شنیده
+ح. حالت خوبه؟!... سرمو به معنی آره بالا پایین کردم
_همه چیز رو شنیدی آره؟!.... ماهتیسا به معنی آره سرشو تکون داد انگار حالت صورتم هنوز عصبی بود چون ماهتیسا ترسیده بود و سرشو انداخته بود پایین آه آرسان به فدای تو که انقدر ترسیدی
_ماهتیسا؟!... حرفی نزد
_ماهتیسا وقتی باهات حرف میزنم به من نگاه کن... با ترس سرشو بالا آورد لبخند زدم اصلا وقتی صورته مثل فرشتش رو میبینم حالم خوب میشه رفتم نزدیکش هنوز با ترس داشت نگاهم میکرد دو قدم رفتم جلو که یک قدم رفت عقب تر وای خدایا من چیکار کردم چرا ماهتیسا داره میلرزه رفتم کنارش و صورتشو توی دستم گرفتم نگاهش کردم هنوز با ترس داشت بهم نگاه میکرد سرشو توی دستم گرفتم و بردم کناره قلبم و بغلش کردم اونم هیچی نمیگفت
_چرا داری میلرزی خوشگلم؟!
+چ. چیزی ن. نیست
_آره از حرف زدنت معلومه
+ب. ب. بخشید
_چرا معذرت خواهی میکنی زندگیم؟!... ماهتیسا واسه چند لحظه ی آروم شد هنوز توی بغلم بود و دیگه نمیلرزید
_خب بزار یه چیزی رو بهت یاد بدم امروز یه امگا که شما باشی نباید وقتی پیشه الفاش هست که من باشم بترسه(عجب درسی بهش داد😆😂)..... سرش رو به معنیه آره تکون داد بعد دستاشو دور کمرم حلقه کرد منم بغلش کردم
*ماهتیسا*
واقعا نمیدونم چرا ازش ترسیدم واقعا چرا؟! شاید هنوز به چهره ی عصبانیش عادت نکردم از بغلش اومدم بیرون
+دیگه از من نمیرسی؟!.... سرم رو به معنیه تکون دادم اونم یه لبخند زیبا زد که چاله گونه هاش مشخص شد بی اختیار گفتم
_بخورم اون چاله هارو (🤣جررر😂😂).... آرسان با تعجب بهم نگاه کرد تازه فهمیدم چه سوتی دادم وقتی به خودش اومد زد زیره خنده منم باهاش خندیدم
+باشه عشقم الان میرم نمک میارم میپاشم روش خوشمزه تر بشه
_نه نوموخوا(😂جررر) همین جوری خوشمزه تره.... بعدش پریدم لپشو بوسیدم و بعد از اتاق زدم بیرون عه مگه آرسان این منشیه رو برون نکرده بود پس چرا هنوز اینجاست؟! اصلا به من چه داشتم از رو به روش رد میشدم که با صدای توی دماغیش گفت
+خانم ماهتیسا راد جدیداً به الفاتون نمیرسین مگه نمیدونین الفاها فقط بخاطره رابطه ی جنسی رل میزنن(گمشو کثافت نچسب😏)..... بهش نگاه کردم خواستم از کنارش رد بشم که دوباره دهن گشادشو باز کرد
+باشه خاله زیره محل نده ولی من اون آلفا رو مال خودم میکنم(تو گ. ه خوردی)
+تق تق تق
_کیه
+منم
_بیا تو.... ماهتیسا اومد داخل از چهره ی نگرانش فهمیدم ک همه چیز رو شنیده
+ح. حالت خوبه؟!... سرمو به معنی آره بالا پایین کردم
_همه چیز رو شنیدی آره؟!.... ماهتیسا به معنی آره سرشو تکون داد انگار حالت صورتم هنوز عصبی بود چون ماهتیسا ترسیده بود و سرشو انداخته بود پایین آه آرسان به فدای تو که انقدر ترسیدی
_ماهتیسا؟!... حرفی نزد
_ماهتیسا وقتی باهات حرف میزنم به من نگاه کن... با ترس سرشو بالا آورد لبخند زدم اصلا وقتی صورته مثل فرشتش رو میبینم حالم خوب میشه رفتم نزدیکش هنوز با ترس داشت نگاهم میکرد دو قدم رفتم جلو که یک قدم رفت عقب تر وای خدایا من چیکار کردم چرا ماهتیسا داره میلرزه رفتم کنارش و صورتشو توی دستم گرفتم نگاهش کردم هنوز با ترس داشت بهم نگاه میکرد سرشو توی دستم گرفتم و بردم کناره قلبم و بغلش کردم اونم هیچی نمیگفت
_چرا داری میلرزی خوشگلم؟!
+چ. چیزی ن. نیست
_آره از حرف زدنت معلومه
+ب. ب. بخشید
_چرا معذرت خواهی میکنی زندگیم؟!... ماهتیسا واسه چند لحظه ی آروم شد هنوز توی بغلم بود و دیگه نمیلرزید
_خب بزار یه چیزی رو بهت یاد بدم امروز یه امگا که شما باشی نباید وقتی پیشه الفاش هست که من باشم بترسه(عجب درسی بهش داد😆😂)..... سرش رو به معنیه آره تکون داد بعد دستاشو دور کمرم حلقه کرد منم بغلش کردم
*ماهتیسا*
واقعا نمیدونم چرا ازش ترسیدم واقعا چرا؟! شاید هنوز به چهره ی عصبانیش عادت نکردم از بغلش اومدم بیرون
+دیگه از من نمیرسی؟!.... سرم رو به معنیه تکون دادم اونم یه لبخند زیبا زد که چاله گونه هاش مشخص شد بی اختیار گفتم
_بخورم اون چاله هارو (🤣جررر😂😂).... آرسان با تعجب بهم نگاه کرد تازه فهمیدم چه سوتی دادم وقتی به خودش اومد زد زیره خنده منم باهاش خندیدم
+باشه عشقم الان میرم نمک میارم میپاشم روش خوشمزه تر بشه
_نه نوموخوا(😂جررر) همین جوری خوشمزه تره.... بعدش پریدم لپشو بوسیدم و بعد از اتاق زدم بیرون عه مگه آرسان این منشیه رو برون نکرده بود پس چرا هنوز اینجاست؟! اصلا به من چه داشتم از رو به روش رد میشدم که با صدای توی دماغیش گفت
+خانم ماهتیسا راد جدیداً به الفاتون نمیرسین مگه نمیدونین الفاها فقط بخاطره رابطه ی جنسی رل میزنن(گمشو کثافت نچسب😏)..... بهش نگاه کردم خواستم از کنارش رد بشم که دوباره دهن گشادشو باز کرد
+باشه خاله زیره محل نده ولی من اون آلفا رو مال خودم میکنم(تو گ. ه خوردی)
- ۸.۱k
- ۲۶ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط