{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید کتاب را بست

باید کتاب را بست
باید بلند شد؛
در امتداد وقت قدم زد،
گل را نگاه کرد.
ابهام را شنید... !

باید دوید تا ته بودن
باید به بوی خاک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید...

باید نشست،
نزدیک انبساط
جایی میان بیخودی و کشف ...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۶)

‌می‌گریزم از تو در بیراهه‌های راهتا ببینم دشت‌ها را در غبار ...

‌بگذار بگویمبغض که می کنی، گریه ام می گیرد. خنده ات که بگیرد...

صبح استباید بلند شــــد!در امتدادِ وقت قدم زد؛گل را نگاه کرد...

شاگرد لوس من پارت 7 یونگی: خب دیگه امروز میتونی مرخص بشی .کو...

« دانش آموز شیطون من » « پارت سوم »وقتی که کوک از اتاق بیرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط