{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید کتاب را بست

باید کتاب را بست
باید بلند شد؛
در امتداد وقت قدم زد،
گل را نگاه کرد.
ابهام را شنید... !

باید دوید تا ته بودن
باید به بوی خاک فنا رفت
باید به ملتقای درخت و خدا رسید...

باید نشست،
نزدیک انبساط
جایی میان بیخودی و کشف ...

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۶)

صبح است...☀️ باید بلند شـد در امتدادِ وقـت قـدم زد گل را نگا...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁵ویو جونکوک____________ر...

قسمت پانزده

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

پارت چهارم | کتابی که جا ماندلیانا آن روز دیرتر از همیشه وار...

خب کنیچیوا چطورین خوبین امممم از اف بیرون اومدم

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

جنگل نفرین شده پارت ۱۸

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط