{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترکیدم از خنده واییییییییی

ترکیدم از خنده واییییییییی





ًبازرس آموزش و پرورش وسط سال میره سر کلاس. بعد از معرفی خودش میخواد ببینه شاگردا چقدر اطلاعات دارن. از یکیشون میپرسه:
میدونی درب خیبر رو چه کسی کنده؟بچه میزنه زیر گریه و میگه: آقا بخدا ما نکندیم.به معلمش میگه: این محصلت داره چی میگه؟؟؟ معلم میگه: راست میگه، من میشناسمش، بچه خوبیه، از این کارها نمیکنه. بازرسه عصبانی میره پیش معاون و جریان رو میگه، اونم میگه:شما اصلا خودتو ناراحت نکن. چقدر خسارتشه تا خودم تقدیم کنم.
بازرس دیگه جوش میاره و میره پیش مدیر و کل ماجرا رو تعریف میکنه.مدیر میگه: آقا ما شیفت بعد از ظهرم داریم، حالا از اونام بپرس شاید اونا کنده باشن؟!؟!
دیدگاه ها (۱)

ﺍﺯ ﭘﺮﻓﺴﻮﺭ ﺳﻤﯿﻌﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : " ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺩﺍﺭﯼ؟ "...

...

کی میدونه این تصویرچیه هنگ کردم دیگه خواهشاهرکه میدونه کامنت...

ترکیدم از خنده ًبازرس آموزش وپروش لرستان وسط سال میره سر کلا...

بازرس آموزش وپروش اواسط سال میره سر کلاس....بعد از معرفی خود...

بازرس آموزش‌وپروش وسط سال میره سر کلاس درس دانش‌آموزهای یک د...

معلم دینی اواسط سال میره لرستان میفرستنش سر کلاس.بعد از معرف...

@Masha-U #بخونین😹 😹 👇 #کُپی_شده😄 یه پسربچه کلاس اولی به مع...

یه پسربچه کلاس اولی به معلمش میگه :خانوم معلم من باید برم کل...

قسمت 15 سریال #ملکه_شب ( قسمت پایانی ) :اسرا از کارتال خداح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط