{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چانیول

پارت ۱۴چانیول

استیسی شروع کرد به کفتن:خب ببینین یه بار بیشتر توضیح نمیدم چون تاقبل از طلوع باید تمومش کنیم فهمیدید
بک:چرا
اسی:چون در اون صورتیکی از ما تصخیر میشه.و ادامه دادخب اول دایره شید و دست همو بگیرید . بعد در هر صورتی چه ضربه ای بهتون وارد شد و یا زخمی شدید دست همو ول نکنید در ضمن هرچی گفتم تکرار کنید
نشستیم دور جنازه و اسی شروع کرد یه چیزایی که فقط خودش و اما معنیش رو می فهمیدن گفت و ما تکرار کردیم .

کریس

بعد از تکرار اون چیزا اسی دوباره یه چیزایی گفت ولی معنیش یکم معلوم بود حالت سوالی داشت. بعد یه زخم بزرگ روی پاش افتاد خون بدی میومد ولی اون خونسرد بود . یه لحظه سهون با صدای خیلی وحشتناکی شروع به حرف زدن کرد :فقط دوتا سوال
اسی گفت:اون کیه و از ما چی میخواد
سهون که فکر کنم خودش نبود:اون میخواد لبینه چطور بچش کشته شده و برای حل اون معما یه قربانی میخواد همین و بسو بعد سهون بیهوش رو زمین افتاد و روی دیوار با خون نوشته شده بود 《یه قربانی》😱😱😱
دیدگاه ها (۵)

پارت ۱۵جسی بل امدیم پایین خیلی ترسیده بودم . اسی جلوی من یود...

پارت ۱۶اما بچه ها رو صدا زد و گفت بیاید کارتون داریم اونا هم...

پارت ۱۳شب از سقف صداهای وحشتناک میومد. امااز خواب بیدار شدم ...

پارت ۱۲اون چیزی که شما فکر میکنید نشد و اسی گفت اون چیزی که ...

╭────────╮ ‌ ‌ ‌ 𝐚 𝐬𝐢𝐩 𝐨𝐟 𝐲𝐨𝐮 ‌ ╰────────╯جـ...

خون آشام من_𝗽𝗮𝗿𝘁𝟱در که بسته شد، سکوت مثل سایه روی دیوارها اف...

p54ات سوار ماشین شد.پک در رو بست و داشت می‌رفت سمت صندلی خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط