{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Starry night 🌃

Starry night 🌃

Part 44


+( نفس نفس میزنه و پشت به در تکیه میده)

_ ات در رو باز کن کاریت ندارم

+ دروغ میگی

_ اگر میخواستم کاری کنم تا الان در رو شکونده بودم کوچولو ی من

+ ام ام خب باشه

( در رو باز میکنه و جونکوک میاد تو)

_ ای خداا تو چرا اینقدر خنگی بچه چرا زود گول میخوری ( هی به ات نزدیک میشه)

+عه عه جونکوک نیا نزدیک

( جونکوک باز میاد نزدیک)

+ جونکوک عه نیاا بخدا هنوز درد دارم

_ منم میخوام دردت رو خوب کنم خوشگله

+( نفسش رو بخاطر بیش از حد نزدیکی جونکوک حبس میکنه)

_(دستشو میبره توی موهای ات و با او نیکی دستش کمر ات رو میگره و به خودش میچسبونه)

_ نترس فعلا کاریت ندارم و ات رو ول میکنه به سمت در میره

_ میبنمت پایین خوشگل خانوم( و در رو میبنده)

(ویو ذهن ات)

+ اه لعنت بهش که هنوز هروقت که میبینمش یا باهاش صحبت میکنم کنترل خودمو از دست میدم چرا این ادم هر کارش اینقدر پیشم جدید و جذابه چرا عادی نمیشه برامم
+ اصلا حالا که اون شیطنت میکنه منم دارم براش اره آقای جئون اذیت میکنی فکر میکنی همینجوری تموم میشه عمرااا و با لبخند شیطانی به سمت...

پایان .

لطفاااا حمایتتت کنیددد 😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻

بفرمایید بچه ها اینم از پارتت 💞💞
من قربونتون بشم بچه ها فقط لطفا برام کامنت هم بزارید تا انرژی بگیرم 😭🥰
دیدگاه ها (۵)

Starry night 🌃Part 43 جونکوک جونکوک ( با ذوق و خوشحالی) _ چ...

بچه ها ببخشید من الان از لحاظ روحی واقعا حالم بده اگر اشکال...

starry night 🌌part 22_ الان بهتری بیبی ( سر ات رو نوازش میکن...

Starry night 🌌part 17# توی گوش ات میگه: دلت برای دوست پسرت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط