{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و عشق

و عشق
آنقدرها هم که فکر می کردیم
عادلانه نبود!
زن همسایه عاشق شد
پیراهن بلندتری دوخت
من عاشق شدم
گریه های بلند تری سر دادم
در عصر ما
همه
همیشه
دیر می رسند
یکی به اتوبوس
یکی به قطار
یکی
به یکی...
.
دیدگاه ها (۱)

آرامش آغوش تو از چشم من انداختامنیتی که بیمه های معتبر دارند...

https://telegram.me/rvazhehaیک نفر نیست که در شهر مرا بشناسد...

https://telegram.me/rvazhehaبی شک یک زندگی کم است برای بارها...

https://telegram.me/rvazhehaچشمانم را می بندم اگرتو دستانم ر...

دیدار اتفاقی باتو فیک تهیونگ

* پارت ۱ *: لیلیآه،بازم یک روز بد دیگه دوباره باید برم رستو...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.95(از زبون ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط