{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

* پارت ۱ *: لیلی

* پارت ۱ *: لیلی
آه،بازم یک روز بد دیگه دوباره باید برم رستوران و دوباره با مشتری ها سر اینکه ما داخل همبرگر یک کپه مو ننداختیم بحث کنم،البته همیشه حق با اوناست چون آقای رئیس میگه《همیشه حق با مشتریه حتی اگه دروغ بگه ، ما که نمی خوایم اونا رو از دست بدیم، می خوایم؟》با خودم در حال کلنجار رفتن بودم که صدای زنگ گوشیم بلند شد به خودم آمدم ، رئیس بود که زنگ میزد،جواب دادم. فریاد کشید و گفت《تو همیشه دیر میکنی ، کجا موندی ، امروز یه مشتری ویژه داریم 》سرم رو بلند کردم، رو به روی در رستوران بودم. به خودم نگاه کردم مثل همیشه یک شلوار پارچه ای گشاد مشکی که با یک پیراهن چهارخونه به رنگ آبی و مشکی پوشیده بودم مو های بلندم رو گوجه ای به طور شلخته ای بسته بودم.به سرعت وارد رستوران شدم همونطور که رئیس گفته بود مشتری داشتیم اونم این وقت صبح، با عجله پیشبند سفیدم رو پوشیدم و دفترچه مشکی و خودکارم رو برداشتم و به سمتشون رفتم دوتاشون انگار متوجه من نشده بودن پس گلوم رو صاف کردم و گفتم《سلام،صبح بخیر، خوش آمدید، چیزی میل دارید؟》
دیدگاه ها (۰)

* پارت ۲ *: آدرینداشتم با تام راجع به ماموریت جدید صحبت می ک...

* پارت ۳ *: آدرین گارسون با شنیدن جمله آخر تام خجالت کشید و ...

* مقدمه *:ضربان قلب بالا،از دست دادن قدرت تکلم فقط جلوی اون،...

* معرفی شخصیت ها *لیلی: دختری لاغر اندام، قد کوتاه با مو های...

پارت ۴ از رمان عشق یا نفرت

My nurse

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط