و مرا آنقَدَر آزردی ؛
و مرا آنقَدَر آزردی ؛
که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت !
می روم از قلبت
می شوم دور ترین خاطره در شبهایت
تو به من می خندی !
و به خود می گویی
باز می آید و میسوزد از این عشق ولی ..؛
بر نمیگردم نه !
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد ...
که خودم کوچ کنم از شهرت
تو خیالت راحت !
می روم از قلبت
می شوم دور ترین خاطره در شبهایت
تو به من می خندی !
و به خود می گویی
باز می آید و میسوزد از این عشق ولی ..؛
بر نمیگردم نه !
می روم آنجایی
که دلی بهر دلی تب دارد ...
- ۱.۷k
- ۲۲ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط