{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقاص عشق/ فصل ۲ / part ۱۷۶

تقاص عشق/ فصل ۲ / part ۱۷۶

با گریه وارده اتاق شد سمته تخت رفت و از زیر تخت چمدون اش را برداشت زیپ اش را کشید و سریع سمته کمد رفت همه لباس هاشو برداشت و انداخت تویه چمدون ات : برات متأسفم پارک جیمین چطور تونستی همچین کاری باهام بکنی
خانم پارک با نگرانی وارده اتاق شد
م/ج: دخترم چی شده چرا گریه می‌کنی داری جای میری
ات اشک هایش را با پشته دست اش پاک کرد
ات : میرم دارم جای میرم دیگه هیچوقت برنمی‌گردم
م/ج: چه اتفاقی افتاده جیمین کاری کرده
ات : اون .. جیمین بهم...
چشم هایش را رویه هم فشار داد اشک از گوشه چشم هایش سرازیر شدن با حرف هایش با بغض ادامه داد
ات : بهم ... خیانت می‌کنه ... بهم دروغ گفت جلسه داره اما داشت با اون دختره هر*زه ناهار میخورد
م/ج: نه جیمین همچین کاری نمیکنه
ات بدون اینکه به حرف های خانم پارک گوش بده چمدون اش رو بست و سمته اتاق دوقلوها رفت وارده اتاق شد سمته تخت یانسو رفت دخترش رو بغل کرد سمته تخت چانسو رفت اما تخت چانسو خالی بود
ات : پسرم کجاست
م/ج: بیتگرام بردش بیرون
ات : چی
// اگه الان به بیتگرام زنگ بزنم اون همه چیو متوجه میشه و به جیمین میگه جیمینم نمیزاره برم //
م/ج: دخترم نرو این کارو نکن
ات اشک هایش رویه گونه هایش جاری شدن با یه دستش دسته چمدون رو گرفت با دسته دیگه اش یانسو تو بغل اش بود از اتاق خارج شد سریع از پله ها پایین رفت
نگاهی به سالن انداخت اشک هاشو پاک کرد و از سالن خارج شد حیاط عمارت رو طی کرد و سریع از عمارت خارج شد با تکان دادن دستش تاکسی ایستاد سوار تاکسی شد
با صدای گوشی اش نگاهش رو از برگه ها گرفت با دیدن اسمه مادرش سریع جواب داد
جیمین : آلو مادر
م/ج: پسرم سریع خودتو برسون فرودگاه ات داره می‌ره
با این حرف مادرش شوکه از رویه صندلی بلند شد
جیمین : چی .. چرا
م/ج: میگه که داری با یه دختر بهش خیانت می‌کنی بهش دروغ گفتی و رفتی با یه دختر دیگه ناهار خوردی
جیمین : باشه قطع کن مادر
گوشی رو قطع کرد با عصبانیت سمته اتاق سوا رفت با شتاب درو باز کرد و وارده اتاق شد سوا با دیدن جیمین سریع بلند شد و سمتش آمد
سوا : چیزی شده
جیمین : خفشو همه چیو فهمیدم بیتگرام راست می‌گفت که آدمه نیستی همین الان گمشو از شرکت بیرون
سوا : اما من
جیمین نذاشت حرفش رو بزنه مچ دستش رو گرفت و با عصبانیت با خودش می کشوند
همین‌که به در شرکت رسیدن هولش داد بیرون و این باعث شد سوا بیافته رویه زمین
جیمین : دیگه هیچوقت اینورا پیدات نشه
سریع سمته ماشین اش رفت و سوار شد با بالاترین سرعت حرکت کرد سمته فرودگاه ...
دیدگاه ها (۳)

تقاص عشق/ فصل ۲ / part ۱۷۷( یک سال و دو ماه بعد )ات مشغول شو...

تقاص عشق/ فصل ۲ /part ۱۷۸بعد از اینکه یانسو خوابید کتاب قصه ...

تریلر فیک تقاص عشق

تقاص عشق/ فصل ۲ / part ۱۷۵جیمین به اتاق جلسه رفت هیچ‌کس تو ا...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۴: آغوش مادراتاق سوآ تاریک بود.فقط نور کم...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۴۲: صبحی که نباید می‌آمدصبح خیلی زود…خانه ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۲۱: حقیقتی که فقط یک نفر شنیدهوای بیرون قص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط