برا بار پنچمه ک ریپورت میشه اخ چلاااپارتسوم بوسهای

برا بار پنچمه ک ریپورت میشه اخ چلااا🥺🥺#پارت_سوم #بوسه‌ای_مافیا

دستم هنوز روی گردنش بود و نفس‌هام آتیش گرفته بود. چشم‌های جیمین مثل دو شعله‌ی سیاه می‌درخشید و دلم می‌خواست گم بشم توی اون عمق جهنمی‌ش.
ا/ت: «پس بیا بسوزونیم... هر چی هست، هر چی داریم، همین الان...»

جیمین لبخند زد، اما لب‌هاش به اندازه‌ی بوسه‌ای که قبلاً بهم زده بود، گرم و وحشی نبود.
جیمین: «تو که همیشه دوست داشتی خط قرمزها رو رد کنی... حالا من می‌خوام نشون بدم یعنی چی…»

و بدون هیچ هشداری، دستش رو محکم‌تر گرفت، بدنش به بدنم چسبید و نفسش روی گردنم گرم شد.
آتش توی رگ‌هام زبانه کشید. هر ضربه‌ی قلبم داشت به صدای نفس‌های سنگینش می‌رقصید.
ا/ت: «نمی‌ذارم فرار کنی... این‌بار قراره مال من باشی...»

صدای خش‌خش لباس‌ها و ضربان تند قلب‌هامون فقط سکوت تاریک اتاق رو می‌شکست.
دستاش آروم گردنم رو گرفت و چشم‌هاش توی عمق چشم‌هام قفل شد.
جیمین: «تو رو خواستم و می‌خوام. هیچ‌جا نمی‌ری... نه از من، نه از خودت...»

و بوسه‌ای سوزان و وسوسه‌انگیز شروع شد؛
بوسه‌ای که هم درد بود، هم لذت، هم شروعی دوباره برای بازی‌ای که هیچ‌کس نمی‌تونست پیش‌بینی کنه پایانش #چیه...

#ادمه_دارد
شرط:
#۶_لایک
#۶_کامنت
اگه لایک و کامنت ها ب چیزی ک میخوایم رسید پارت بعدی رو هم میزارم #امشب.
دیدگاه ها (۶)

برای #قلب_هایی که منتظر #موندن… برای #اشک_هایی که #بی‌صدا ری...

🖤 #هفت_روز... #تا_بازگشت_قلبم:*#KimTaehyung #V #Taehyung #김태...

#درخواستی عهیی:(

ی چند روزی نبودم دلتنگم نشدین:(#جیمین_تا_ابد🤍

هنتای پارت ۲تنها معشوع منکاراکو سرش رو نزدیک میکنه و لبهای ا...

: دختر خاله تهیونگ با صدای بلند خندید و گفت اینو از تو سطل ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط