#سناریو

#سناریو
وقتی میمیری²/²

"جیهوپ"
دوس دختر هوپی بودی و باهم رفته بودین بیرون.. جیهوپ فقط برای چند لحظه اونم برای خریدن بستنی مورد علاقت پیشت نبود که یه ساسنگ فن با چاقو به قلبت میزنه و این باعث میشه تو جیغ دردناکی بکشی.. جیهوپ با شنیدن صدات برگشت سمتت و وقتی تورو توی اون وضعیت دید با داد و گریه اومد سمتت و براید استایل بغلت کرد و بردتت بیمارستان ولی.. دیر شده بود و تو برای همیشه جیهوپو ترک کردی...

"جیمین"
یه هفته ای میشد که به سفر کاری رفته بود و تورو ندیده بود... خیلی دلتنگت بود و با خوراکی و یه دسته گل با خوشحالی داشت برمیگشت خونه که دید مردم کنار پل جمع شدن..
جیمین کنجکاو شد و خواست ببینه قضیه چیه که متوجه شد معشوقش خودشو از پل پرت کرده و خودکشی کرده :))


"تهیونگ"
این چند روزه سرش شلوغ بود و اصلا فرصتی نداشت که باهات وقت بگذرونه برای همین امروز میخواست جبران کنه برای همین زودتر به خونه برگشت ولی چراغای خونه خاموش بود و خونه ساکت بود... تهیونگ با نگرانی چند بار صدات زد ولی جوابی ازت نگرفت... همه جای خونرو گشت ولی خبری ازت نبود... تا اینکه وارد حموم شد و با جسم و لباسای خونی تو توی وان حموم مواجه شد و فهمید رگ گردنتو زدی :))
دیدگاه ها (۵)

یه شب بارانی در کره‌ای جنوبیجونگکوک: هورلاااا ( هورا) بلخره ...

🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌙💌ماه آروم به جیمین نگاه کرد و لبخند زد. + می‌دونی...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁷ویو میکا_____دستمو برد...

part 72دکتر رفت و جیهوپ نشست پایین صندلی و دستشو گرفت.جیهوپ«...

پارت پنجمبعد از مدرسه جونگکوک: خدافظ جیمین مراقب خودت باش جی...

ᴘᴀʀᴛ ۳۲ | یه تشکر سادهبعد از اتفاق پارک...چند روز گذشت.آرا ه...

چند پارتی جیمین

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت پــنج 𓆪 🖤🥀مرد بدون اینکه چیزی بیشتر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط