{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عزیز جانم

عزیز جانم
صحبتم باتوست!
باتویی که آمدی مرا اهلی خودت کردی و روزی نمیدانم هوای چه کسی به سرت زد که رفتی!
راستش نمیخواهم برنجانمت!
آدم که به غمِ عزیزش راضی نیست!
اما باید بگویم که بدانی...
باید بگویم که خالی شوم!
راستش از وقتی وارد زندگی ام شده ای همه چیز را به هم ریخته ای...
از حال و احوالم گرفته تا خورد و خوراکم را...
نمیخواهم بگویم برگرد...
نمیخواهم بگویم کاش هیچوقت نمیدیدمت
نمیخواهم بپرسم چرا...
هیچ توضیحی نمیخواهم!
فقط برایم کاری کن!
کاری کن که لااقل
بتوانم زندگیِ بعد از تو را زندگی کنم...
دیدگاه ها (۱)

حالی خیال وصلتخوش می‌دهد فریبم

توقع زیادی ستکسی باشد که تو را ،"به خاطر خودت بخواهد"تو بالا...

مےدانم نمےدانے؛چقدر دوستت دارم و چقدر این دوست داشتن همہ چیز...

ﻣﯿﭙﻮﺷﺎﻧﻢ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺍﺯ ﮐﻠﻤﺎﺕ…ﺍﻣﺎ…ﺑﺎﺯ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺗ...

I can be myself with himPart⁴⁴جلوی در اتاق اجوما وایسادم..ضر...

......//برده ی زیبا//......

خون آشام من/پارت۳۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط