{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم تنگ است و حیران مانده امشب

دلم تنگ است و حیران مانده امشب
عجب اشکی به چشمام مانده امشب
بنالم از کدام درد درونم
تمام دل به زندان مانده امشب
جز سرشک غم تو بر گل دامانم نیست
در درون دل من جز تو کسی هرگز نیست
راه بجائی نبر م غیر تو جانانی نیست
خود میدانی ومیدانم
با تو بودن صفر را صد می کنم
درد را از عاشقی رد می کنم
حال دل پرسی غمش گشته هزار
همچو پروانه ،تورا ، اد ،می کنم
دیدگاه ها (۱۶)

گرچه می بینم گریزان از من و ترسو تو رادوست دارم تورازیباتر ا...

عاری از صبرم و طاقت؛ نفسم بند آمدزیر اندوه فراقت نفسم بند آم...

بزن پلکی به هم گاهی ببین من زنده ام یا نه؟شکستی قاب چشمم را ...

شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشدهرچه خوبی بکنی با دل تو بد ب...

چه کنم چه کنم چه کنم من بی تو در این شب بارانیچه بگویم چه بگ...

میلِ بوسه از لبت دارد دلِ احساسی ام!وای! دل دل میکنم درگیر ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط