دلم تنگ است و حیران مانده امشب
دلم تنگ است و حیران مانده امشب
عجب اشکی به چشمام مانده امشب
بنالم از کدام درد درونم
تمام دل به زندان مانده امشب
جز سرشک غم تو بر گل دامانم نیست
در درون دل من جز تو کسی هرگز نیست
راه بجائی نبر م غیر تو جانانی نیست
خود میدانی ومیدانم
با تو بودن صفر را صد می کنم
درد را از عاشقی رد می کنم
حال دل پرسی غمش گشته هزار
همچو پروانه ،تورا ، اد ،می کنم
عجب اشکی به چشمام مانده امشب
بنالم از کدام درد درونم
تمام دل به زندان مانده امشب
جز سرشک غم تو بر گل دامانم نیست
در درون دل من جز تو کسی هرگز نیست
راه بجائی نبر م غیر تو جانانی نیست
خود میدانی ومیدانم
با تو بودن صفر را صد می کنم
درد را از عاشقی رد می کنم
حال دل پرسی غمش گشته هزار
همچو پروانه ،تورا ، اد ،می کنم
- ۱.۸k
- ۳۰ آبان ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط