بچه ها مادربزرگم برام تعریف کرد که توی یه سالی مکه جنگ شد
بچه ها مادربزرگم برام تعریف کرد که توی یه سالی مکه جنگ شده بود و مادربزرگ و پدربزرگم هم از شانسشون تو مکه بودن و وقتی حمله کردن مردم مکه رو گروگان می گرفتن زن ها یک ور بودن مرد ها یک ور وقتی خواستن مادربزرگ و پدربزرگم رو از هم جدا کنن پدربزرگم کلی کتک خورد با شلاق و چوب زدنش ولی دست مادربزرگم رو ول نکرد آخر باهم توی یه اتاق گذاشتنشون این خیلی داستانش اصن خیلی قشنگه....(:😭💃🏻🎀🌊🌊🌊
- ۱.۸k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط