{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part1

ویو بورام:
وقتی بیدار شدم با قیافه کیوت تهیونگ مواجه شدم که ناخداگاه لبخندی زدم

+(خنده)

که دیدم یه دفع چشماشو باز کرد منم چشمامو بستم و خودمو زدم به خواب..

-میدونم بیداری (خنده)

...+

-انگار دلت تنبیه میخواد..(خنده شیطانی)

همینجور خودمو نگه داشتم که چشمامو باز نکنم که یه دفعه صدای خندم کل اتاقو پر کرد

-وقت قلقلی

+باشه باشه... فقط بس کن (خنده)

-بریم صبحونه بخوریم؟..

+بریم...

کارای لازم رو انجام دادیم و از اتاق خارج شدیم دیشب تولدم بود و یورا و جیمین و مامان و باباهامون اینجا بودن، یورا و جیمین دیشب خونشون نرفتن و خونه ی ما موندن...
+-صبح بخیر
(علامت جیمین:☆، علامت یورا: ♡)
♡☆صبح بخیر (خنده)
نشستیم سر میز و شرو کردیم صبحونه خوردن...
☆ته.... امروز باید بریم برای معامله...
-اره میدونم دخترا پیش هم دیگه باشن تا ما برگردیم...


☆یورا مشکلی نداری؟

♡نه عزیزم

+کی برمیگردین؟

-شاید تا شب نیایم..

+... اها..
تهیونگ و جیمین رفتن ومنو یورا توخونه تنها بودیم اجوما هم رفته بود عروسی دخترش توی بوسان.. داشتیم باهم حرف میزدیم که یهو...

ادامه داردــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرایط:
۳فالور.
۱۳کامنت.
دیدگاه ها (۷)

۳۰۰تاییمون مبارک بلوبریا🥳🥳🥳🩵🫐

مرسیی 🩷🩷🩷

معرفی:

اسم فیک جدید امشب پارت معرفیشو میزارم فردا پارت یک فیک تهگی ...

Part2

قرار داد پارت 4 ☆سمت مغازه حرکت کردم داخل مغازه رفتمخانمه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط