{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک عمر پریدم به هوایی که ندارم

یک عمر پریدم به هوایی که ندارم
بیهوده زدم بال به جایی که ندارم

دیشب که به این بیت رسیدم تو نبودی
کبریت کشیدم به سرایی که ندارم

می میرم و دلتنگی پاییزی خود را
زل می زنم از پنجره هایی که ندارم

موجم که فنا پای مرا بسته ولی باز
بستم دل خود را به بقایی که ندارم

می پوشم و عریانم و می جوشم و خامم
شولای شگفتی است ردایی که ندارم

حق داشتی ای عشق که از من بگریزی
آلوده ی رنگ است حنایی که ندارم

آهسته نفس می کشد این بغض دراین شعر
سرشارسکوت است صدایی که ندارم

این بیتِ غزل را به خدایی که ندارید
باید بروم سمت حرایی که ندارم.


الی .
دیدگاه ها (۱۱)

یک عمر پریدم به هوایی که ندارمبیهوده زدم بال به جایی که ندار...

یک عمر پریدم به هوایی که ندارمبیهوده زدم بال به جایی که ندا...

یک عمر پریدم به هوایی که ندارمبیهوده زدم بال به جایی که ندا...

یک عمر پریدم به هوایی که ندارمبیهوده زدم بال به جایی که ندا...

عشق😍

«صحیفه‌ی مهدوی؛ ترازِ مهندسیِ اراده»[متنِ ترانه][Epic Choral...

کسانی که مولایشان علیست وتاریخشان کوروش کبیر استشکست ناپذیرن...

به یاد آریوبرزن آخرین ساتراپ و مدافع تخت جمشید❤️#طنز #ویسگون...

جانم😎

جانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط