{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم در خیابان راه میرفتم

داشتم در خیابان راه میرفتم
که یک ماشین،با صدای خیلی بلندِ موزیک اش مرا از کنارِ خیابان گرفت
و پرت کرد توی خاطرات
یادم آمد چقدر ندارمت...
به گمانم آن ماشین عاشق آزاری داشت!
راه می افتاد در خیابان ها و دلتنگی پخش می کرد
لعنتی‌.‌...
دیدگاه ها (۱)

🍃 خدایا برکت نگاهت را در نگاهمان بریز تا هر کجا که مینگریم ن...

از کسانی که از من متنفرند سپاسگزارم،آنها مرا قوی تر میکنند ....

کم نیستند شادی‌هاحتی اگر بزرگ نباشندآنقدر دست نیافتنی نیستند...

اعتماد به نفس نه ربطی به قیافه داره نه هیکل نه صدا نه چیزای ...

ناپلئون گمشده(فصل اول)

به نام خدایی که جان و روح را آفریدCENTERقسمت*۱۴*رینا روی تشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط