گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!پرسیدند :چه میکنی؟پاسخ داد:دراین نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود راپر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !گفتند :حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است!و این آب فایده ای ندارد!گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم،اما آن هنگام که خداوند می پرسد:زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟پاسخ میدم :هر آنچه از من بر می آمد..
- ۱.۷k
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط