زندگی...
زندگی...
.
.
زندگی باغچه ایست....
که در آن گل به تماشای خداست
خار هم حس عجیبی دارد!
باغبان برف و خزان را به امید گل و خاری مانده
که در اندیشه ی سرسبز دلش می کارد
نیش هایی که از آن خار به دستش باقیست
به همه نوش جهان می ارزد
رقص گلها چه صفایی دارد
که در اندیشه ی او می گذرد
و خدا حس قشنگیست به معنای امید
همه جا میشود احساسش کرد
شاخه ای گل تو از آن باغچه بردار و به من هدیه بده
نگران هیچ مباش از خارها
من به رسمی که بیاموخته ام
در دلم خواهم کاشت
و تو را... مثل شقایق دوستت خواهم داشت...
.
.
زندگی باغچه ایست....
که در آن گل به تماشای خداست
خار هم حس عجیبی دارد!
باغبان برف و خزان را به امید گل و خاری مانده
که در اندیشه ی سرسبز دلش می کارد
نیش هایی که از آن خار به دستش باقیست
به همه نوش جهان می ارزد
رقص گلها چه صفایی دارد
که در اندیشه ی او می گذرد
و خدا حس قشنگیست به معنای امید
همه جا میشود احساسش کرد
شاخه ای گل تو از آن باغچه بردار و به من هدیه بده
نگران هیچ مباش از خارها
من به رسمی که بیاموخته ام
در دلم خواهم کاشت
و تو را... مثل شقایق دوستت خواهم داشت...
- ۷۱۲
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط