پارت
پارت ۱۴
منتظر دازای بودم که....
ویو دازای)
پشت میز تو اتاقم نشسته بودم که خدمه اومد و گفت چویا کارم داره
تعجب کردم آخه چیکار؟؟
رفتم پیشش و درو باز کردم که دیدم رو صندلی نشسته و با صندلی مثل بچه ها بازی میکنه
ناخودآگاه لبخندی روی لبم نشست ولی با یادآوری آخرین بار که همو دیدیم لبخند و مخفی کردم و گفتم:کاری داشتی؟(با سردی )
-عه اومدی(・∀・)
-خ خب د دازای ؟
+بله؟
-م میشه
+؟؟؟
-میشه چند روز پیشت بمونم یا نه اصلا بگو قرارع اینجا بمونه من میرم فقط خونه نرم؟(خیلی تند و یک نفس گفت)
خندم گرفت
+آخه چرا؟
-عههه💢
-تو بگو میشه یا نه به بقیش کار نگیررر💢💢
+اره میشه(با خنده)
-و واقعا؟
+اره
-(✯ᴗ✯)
-مرسیییییی
+ولی باید بگی چرا نمیری خونه
-خ خب دلیل نداره
+منم باور کردم =_=
-بعدا میگم
+باشه ولی من بعدناتو یادم نمیره ها تازه هنوز ماجرای اون شوکه هم نگفتی
-یادت مونده=_=
+نه پس میخواستی یادم بره؟=_=
-اوف باشه اونم بعدا میگم
+من برم بگم اینجا میمونی الان میام
-ب باشه
از اتاقی چویا بود اومدم بیرون نمیدونم چرا آنقدر نگران بود خیلی استرس داشت عجیب بود
رفتم پایین پیش آقای تتچو و پدر باز داشتن حرف میزدن=_=
چرا آنقدر حرف میزننن؟؟؟؟
خسته نمیشن؟؟؟
رفتن پیششون و ......
منتظر دازای بودم که....
ویو دازای)
پشت میز تو اتاقم نشسته بودم که خدمه اومد و گفت چویا کارم داره
تعجب کردم آخه چیکار؟؟
رفتم پیشش و درو باز کردم که دیدم رو صندلی نشسته و با صندلی مثل بچه ها بازی میکنه
ناخودآگاه لبخندی روی لبم نشست ولی با یادآوری آخرین بار که همو دیدیم لبخند و مخفی کردم و گفتم:کاری داشتی؟(با سردی )
-عه اومدی(・∀・)
-خ خب د دازای ؟
+بله؟
-م میشه
+؟؟؟
-میشه چند روز پیشت بمونم یا نه اصلا بگو قرارع اینجا بمونه من میرم فقط خونه نرم؟(خیلی تند و یک نفس گفت)
خندم گرفت
+آخه چرا؟
-عههه💢
-تو بگو میشه یا نه به بقیش کار نگیررر💢💢
+اره میشه(با خنده)
-و واقعا؟
+اره
-(✯ᴗ✯)
-مرسیییییی
+ولی باید بگی چرا نمیری خونه
-خ خب دلیل نداره
+منم باور کردم =_=
-بعدا میگم
+باشه ولی من بعدناتو یادم نمیره ها تازه هنوز ماجرای اون شوکه هم نگفتی
-یادت مونده=_=
+نه پس میخواستی یادم بره؟=_=
-اوف باشه اونم بعدا میگم
+من برم بگم اینجا میمونی الان میام
-ب باشه
از اتاقی چویا بود اومدم بیرون نمیدونم چرا آنقدر نگران بود خیلی استرس داشت عجیب بود
رفتم پایین پیش آقای تتچو و پدر باز داشتن حرف میزدن=_=
چرا آنقدر حرف میزننن؟؟؟؟
خسته نمیشن؟؟؟
رفتن پیششون و ......
- ۳.۱k
- ۱۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط