{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …

حکایت رفاقت حکایت سنگهای کنار ساحله …
اول یکی یکی جمعشون میکنی تو بغلت بعدشم یکی یکی پرتشون میکنی تو آب ؛
اما بعضی وقتا یه سنگهای قیمتی گیرت میاد که هیچ وقت نمیتونی پرتشون کنی …
******
دیدگاه ها (۱)

دوست داشتنت بوی باران می دهدهمان قدر بی مقدمه ، همان قدر بی ...

خیلی حس قشنگیه وقتی یه دوست فاب داشته باشیکه همیشه حواسش بهت...

بهترین دوست تو کسیست ک اولین قطره ی اشک تو را می بیند ،دومیش...

گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها…ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می...

با بعضی آدما یه خاطراتی رو تجربه میکنی که هیچ وقت از ذهنت پا...

با خيليا نبايد مهربون باشي.مهربوني زياد دلو ميزنه،سوتفاهم اي...

اسم اهنگ: Vivala ویوالااوه دختر..... your soo good ::::: و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط