{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خا

دقیق که می‌شوم، شگفتا از این جعبه‌های جادویی که سال‌ها خاطره را در دلِ سرد خود به امانت نگاه می‌دارند تا در گالریِ ذهن، بساط خاطره‌بازی پهن کنیم.
افسوس که دستِ این تکنولوژی در درکِ ژرفای جانِ آدمی کوتاه است؛ کاش می‌شد روزی عطرها را نیز در این قاب‌های شیشه‌ای ذخیره کرد.
کاش می‌شد پوشه‌ای گشود و از درونِ آن، عطرِ چایِ زنجبیل و دارچینِ مادربزرگ را بیرون کشید؛ یا عطرِ دست‌پختِ مادر، رایحه‌ی آغوشِ پدر، بوی کودکی، و عطرِ خاک و باران را که عجیب شیفته‌ی آنم
❤️یا عطر حرم... وقتی عزیزی به نیابت از ما زیارت است..... ❤️
دریغ و درد... کاش تکنولوژی راهی برای ذخیره‌ی بوها می‌گشود.💔
دیدگاه ها (۵)

شاید کمتر کسی باشد که در کودکی، خودش را تخلیه نکرده باشد، با...

روزی، عزیزی حرفی به من زد که طنین‌انداز جان شد: «من شعاری دا...

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

پارت ۸کاور جدید رمان ام)))                           مجسمه. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط