{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می پرستم گل چسبیده به موگیرت را

می پرستم گل چسبیده به موگیرت را
گیسوان به کمرگاه سرازیرت را
دکمه ی واشده ی آخر تنپوش تو و
عطر برخاسته از پیرهن زیرت را
سیب هایی که تمنای رسیدن دارند
طپش منتشر از انبه و انجیرت را
تو همان مریم پاکی که به یک چرخش چشم
می نشانی وسط قلب خدا تیرت را!
شعله دادی تو به خونمردگی رگهایم
کیست انکار کند قدرت شمشیرت را!؟
بست با تو چمدان سفرش را این شهر
تا که اثبات کند عشق فراگیرت را
بعد از آن نیز که من باشم و ویک شهر سکوت
می فشارم به بغل جای تو تصویرت را
دیدگاه ها (۳)

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شودبا سارِ پشت پنجره جایم عوض شود...

همیشه در دل همدیگریم و دوراز همچقدر خاطره داریم با مرور از ه...

بااینکه تازه درنفسم پا گرفته ایازمن تمام دغدغه ها را گرفته ا...

خسته ام از تو و از مکر و ریا می فهمی..؟بی وفا بودنت و ژستِ و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط