{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بااینکه تازه درنفسم پا گرفته ای

بااینکه تازه درنفسم پا گرفته ای
ازمن تمام دغدغه ها را گرفته ای
هی فکر میکنم که تو با این قشنگیت
حتما چقدر وقت خدا را گرفته ای
دایم کنار غیری و گاهی کنار من
آنجا همیشه شادی و اینجا ، گرفته ای
خورشید شب نشسته منظومه ، خواب را
از چشمهای مردم دنیا گرفته ای
با این لطافتی که دلم در تو دیده است
ماندم چگونه نسبت " آقا " گرفته ای
مبهوت مانده ام که تو با این بزرگیت
آخر چگونه در دل من جا گرفته ای
دیدگاه ها (۴)

می پرستم گل چسبیده به موگیرت راگیسوان به کمرگاه سرازیرت رادک...

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شودبا سارِ پشت پنجره جایم عوض شود...

خسته ام از تو و از مکر و ریا می فهمی..؟بی وفا بودنت و ژستِ و...

گریه های من از سر عادت ،خنده هایم همیشه عادی نیستبعد تو هر چ...

Sunflower part : 1

The Royal Veil p26— پناهگاهی که با دعا زنده ماندشب بیرون از ...

Sunflower part : 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط