{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بااینکه تازه درنفسم پا گرفته ای

بااینکه تازه درنفسم پا گرفته ای
ازمن تمام دغدغه ها را گرفته ای
هی فکر میکنم که تو با این قشنگیت
حتما چقدر وقت خدا را گرفته ای
دایم کنار غیری و گاهی کنار من
آنجا همیشه شادی و اینجا ، گرفته ای
خورشید شب نشسته منظومه ، خواب را
از چشمهای مردم دنیا گرفته ای
با این لطافتی که دلم در تو دیده است
ماندم چگونه نسبت " آقا " گرفته ای
مبهوت مانده ام که تو با این بزرگیت
آخر چگونه در دل من جا گرفته ای
دیدگاه ها (۴)

می پرستم گل چسبیده به موگیرت راگیسوان به کمرگاه سرازیرت رادک...

وقتش رسیده حال و هوایم عوض شودبا سارِ پشت پنجره جایم عوض شود...

خسته ام از تو و از مکر و ریا می فهمی..؟بی وفا بودنت و ژستِ و...

گریه های من از سر عادت ،خنده هایم همیشه عادی نیستبعد تو هر چ...

"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟚𝐏𝐚𝐫𝐭:۱۷زن شروع کرد به حرف زدن:سلام جونگک...

سلام!حال همه‌ی ما خوب استملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط