{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

★تکپارتی★(درخواستی)

★تکپارتی★(درخواستی)
     وقتی تنبیه کردت و الان پیش مادام پامفری بستری....
(دراکو مالفوی)
_     _     _     _
ویو ات: رو تخت دراز کشیده بودم و به دیشب فکر میکردم به اتفاقایی که افتاده بود که دیدم پامفری وارد شد و دراکو هم پشتش اومد اصلا دلم نمیخواست ببینمش برای همین سریع خودمو به خواب زدم و چشمامو روی هم فشار دادم
دراکو: میدونستم دیشب خیلی زیاده روی کرده بودم و اصلا دست خودم نبود به ات نگاه کردم که روشو برگردونده و داره چشماشو روی هم فشار میدهرفتم و اروم کنارش نشستم......  میدونم بیداری الکی تلاش نکن بچه
ات: با من حرف نزن (از خداتم باشه ایشش)  دراکو: اگه معذرت خواهی کنم چی.   ات: چشمامو باز کردم و روی تخت نشستم و توی چشمای دراکو زل زدم..... میدونی چیه هرکاری بکنی نمیبخشمت من دیشب بهت گفتم تمومش کن حالم خوب نیست ولی تو حتی به حرفم گوش ندادی تو واقعا خودخواهی...واقعا دراکو: معذرت میخوام
ات: بامن حرف نزنن(داد)  دراکو: اروم سمت ات رفتم  و بغلش کردم.... میدونم اشتباه کردم... اروم تمام صورت ات و بوسیدم
ات: بگو دیگه تگرار نمیکنی... اروم زل زدم توی چشماش.     دراکو: نه دیگه تکرار نمیکنم انقدم با اون چشمای خوشگلت به من زل نزن
ات: دوست دارم.
دراکو: منم دوست دارم
_     _        _      _
خیلی بد شد ولی چند وقته ننوشتم ☹️
روی خودم کار میکنم بعدیا بهتر باشه🌼🌙
دیدگاه ها (۱۱)

بنظرتون کلا پیجو تغیر بدم؟ بعد بگین چه موضوعی باشه ✨

عااا

بیاین ایده بدیدددچرا ایگم میکونیننن (درحال گریه کردننن) 😭تما...

سلامممن از دوباره اومدم یه بیو بدم بیشتر بشناسینم؟ ✨هرچی میخ...

وقتی بهت اهمیت نمیده p²از خونه زدم بیرون یک چند ساعت توی خیا...

دراکو و ورد ممنوعه p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط