وقتی بهت اهمیت نمیده
وقتی بهت اهمیت نمیده
p²
از خونه زدم بیرون یک چند ساعت توی خیابونا چرخیدم سوا راست میگفت اما خوب منم سرم شلوغه برگشتم خوبه روی مبل خواب بود بغلش کردم بردمش روی تخت کنارش خوابیدم
................
صب بیدار شدم روی تخت بودم شوگا بغلم کرده بودو خوابیده بود مگه ما دیشب دعوا نکردیم خواستم بلند شم نگذاشت یکم عصبی گفتم*ولم کن *
با خونسردی گفت*اموالمه ول نمیکنم *
*کی گفته*
*اگست دی گفته*
حرصی لب زدم *خونسردیت آزارم میده*
*میدونم *
*میدونی که قهرم*
*اونم میدونم*
*پس وام کن *
*باشه*
حرصی از روی تخت بلندم شدم رفتم سرویس کار های لازمو انجام دادم امدم بیرون نبود * عوضی ولم کرد رفت*
ببخشید کم شد
p²
از خونه زدم بیرون یک چند ساعت توی خیابونا چرخیدم سوا راست میگفت اما خوب منم سرم شلوغه برگشتم خوبه روی مبل خواب بود بغلش کردم بردمش روی تخت کنارش خوابیدم
................
صب بیدار شدم روی تخت بودم شوگا بغلم کرده بودو خوابیده بود مگه ما دیشب دعوا نکردیم خواستم بلند شم نگذاشت یکم عصبی گفتم*ولم کن *
با خونسردی گفت*اموالمه ول نمیکنم *
*کی گفته*
*اگست دی گفته*
حرصی لب زدم *خونسردیت آزارم میده*
*میدونم *
*میدونی که قهرم*
*اونم میدونم*
*پس وام کن *
*باشه*
حرصی از روی تخت بلندم شدم رفتم سرویس کار های لازمو انجام دادم امدم بیرون نبود * عوضی ولم کرد رفت*
ببخشید کم شد
- ۹۳
- ۰۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط